لَبخندت کوヅ
اومدم پارچه بخرم برای پاییز لباس بدوزم:)😀
در نهایت این همه پارچه خریدممم
اگه دستم باز بود بیشترم میخریدم ولی امان از قیمت پارچه 🥲
لَبخندت کوヅ
هرچه پول درآورد کتاب خرید؛ پدر پرسید :به دنبال چه میگردی؟ گفت : دنبال خودم
وقتی این را پذیرفتم
دیگر منتظرنبودم کسی از راه برسد
ونجاتم دهد یا زندگی را برایم آسان کند :)
لَبخندت کوヅ
با یکی از دوستای قدیمیم اومدیم ارگ خودمون🥺😄🌿
امیدوارم آرزویی که توی قلبت داری، چشمات برآورده شدنش رو به زودی ببینه...🤍🫀
لَبخندت کوヅ
وقتی این را پذیرفتم دیگر منتظرنبودم کسی از راه برسد ونجاتم دهد یا زندگی را برایم آسان کند :)
*دل ز تن بردی و در جانی هنوز
درد ها دادی و درمانی هنوز....