eitaa logo
لبخند قلم
39هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.7هزار ویدیو
46 فایل
✅️ کانون آفرینش های ادبی و هنری لبخند قلم 💝آفرینش‌های ادبی 😅طنزیمات روزانه ☠️ سیاهه‌‌های سیاسی 🌻داستان‌کوتاه، نقد و معرفی کتاب ✍لبخند بزنꔷ͜ꔷ 🚭 تب و تبلیغات نداریم. 💌 ارتباط؛ @Hani11020
مشاهده در ایتا
دانلود
عجب عکسی فرستادی، زبانت قند و لب قندان نمی‌دانم چه نامم من، تو را حوری که یا انسان؟ _وحیدصفری‌افضل @Nabzghalam
حال شاهی بی پسر دارم که شب ها پشت کاخ رازهای سلطنت را می­نویسد رویِ خاک _سعیدصاحب‌علم @Nabzghalam
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم حال همه خوب است، من اما نگرانم در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر مثل خوره افتاده به جانم که بمانم چیزی که میان تو و من نیست غریبی‌است صد‌بار تو را دیده‌ام ای غم به گمانم؟! انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم از سایهٔ سنگین تو من کمترم آیا؟! بگذار به دنبال تو خود را بکشانم ای عشق! مرا بیشتر از پیش بمیران آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم @Nabzghalam
من از عاشق شدن گفتم، به طعنه گفت: دینت رفت "جهان دار مکافات است" کافر میشود روزی @Nabzghalam
هرگاه حینِ گپ زدنت خنده می کنی انگار "ذوالفنون" زده از "اصفهان" به "شور"... @Nabzghalam
من به چشمت نمی آیم نکند باز کسی دشمنی کرده و بر من وجعلنا خوانده @Nabzghalam
بر بخار پنجره یک شب نوشتی: "عاشقم" خون شد انگشتم بر آجر حک کنم: ما بیشتر... @Nabzghalam
مهـربان بـودن گرفت آرامشم را، مشڪل است همزمان هم با ڪسی خونگرم هم خونسرد بود... @Nabzghalam
تو ماه کامل و من کوچه‌گردی پیر و دیوانه! من و تو هر چه از هم بی‌خبرتر، دورتر، بهتر! _حسین‌زحمتکش @Nabzghalam
✔️ 💢 سربازان از پیروزی در جنگ ناامید بودند. 🎗️ فرمانده به آنها گفت: 🌟 سکه را بالا می اندازم، اگر شیر آمد پیروز می شویم و اگر خط آمد ، شکست می خوریم. 👈 سکه شیر آمد و شادی سربازان به هوا برخاست! 👌 آنها به جنگ رفتند و بر دشمن پیروز شدند. 🎭 فردای آن روز فرمانده سکه را به آنها نشان داد، هر دو طرف سکه شیر بود! ✨ امید، در زندگی معجزه می کند⬇️ @Nabzghalam