حال شاهی بی پسر دارم که شب ها پشت کاخ
رازهای سلطنت را مینویسد رویِ خاک
_سعیدصاحبعلم
@Nabzghalam
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است، من اما نگرانم
در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر
مثل خوره افتاده به جانم که بمانم
چیزی که میان تو و من نیست غریبیاست
صدبار تو را دیدهام ای غم به گمانم؟!
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم
از سایهٔ سنگین تو من کمترم آیا؟!
بگذار به دنبال تو خود را بکشانم
ای عشق! مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم
#فاضل_نظری
@Nabzghalam
من از عاشق شدن گفتم، به طعنه گفت: دینت رفت
"جهان دار مکافات است" کافر میشود روزی
@Nabzghalam
هرگاه حینِ گپ زدنت خنده می کنی
انگار "ذوالفنون" زده از "اصفهان" به "شور"...
@Nabzghalam
بر بخار پنجره یک شب نوشتی: "عاشقم"
خون شد انگشتم بر آجر حک کنم: ما بیشتر...
@Nabzghalam
مهـربان بـودن گرفت آرامشم را، مشڪل است
همزمان هم با ڪسی خونگرم هم خونسرد بود...
@Nabzghalam
تو ماه کامل و من کوچهگردی پیر و دیوانه!
من و تو هر چه از هم بیخبرتر، دورتر، بهتر!
_حسینزحمتکش
@Nabzghalam
✔️ #داستان_کوتاه
💢 سربازان از پیروزی در جنگ ناامید بودند.
🎗️ فرمانده به آنها گفت:
🌟 سکه را بالا می اندازم، اگر شیر آمد پیروز می شویم و اگر خط آمد ، شکست می خوریم.
👈 سکه شیر آمد و شادی سربازان به هوا برخاست!
👌 آنها به جنگ رفتند و بر دشمن پیروز شدند.
🎭 فردای آن روز فرمانده سکه را به آنها نشان داد، هر دو طرف سکه شیر بود!
✨ امید، در زندگی معجزه می کند⬇️
@Nabzghalam
خودت وقتی نخواهی کاری از من بر نمی آید
تو راضی کن دلت را مال من باشد خدا بامن..!
_سمیه_یزدانی
@Nabzghalam