لیـان.
دو جلسه با دوست مامانم رفتم رانندگی بردم مرکز شهر و مثل چیییی شلوغ بود
داشتم سکته میکردممممم
لیـان.
_حکیمی پسران را پند همی داد
که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید،
و سیم و زر در سفر بر محل خطر است
یا دزد به یکباره ببرد یا خواجه به تفاریق بخورد؛ اما هنرمند از دولت بیافتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است هرجا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند!
-گلـسـتان سعـدی