eitaa logo
٫ مَهجور ٫
531 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
269 ویدیو
3 فایل
- برایتان مَرهمی آرزو می‌کنم ؛ از جنسِ خدا نزدیك، بی‌خطر، بی‌منت .. * / می‌شنوم تون ،، https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psqbss&btn=حانیه * 01 , 12 , 28 .
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتن بین ساعت شیش و نیم تا یه ربع به هفت زنگ میزنن برا انتخاب رشته. با مامانم اومدیم تو خیابون تو ماشین نشستیم چون خونه مون اینترنت خوب نمی‌گیره. مامانم بیشتر از من استرس داره، یکیو میخوام اونو آروم کنه. ای خدا هی بهش میگم بخدا فقط می‌خوایم حرف بزنیم، هیچ اتفاق خاصی نمیفته. انگار نه انگاررر. منم دارم استرس میگیرم. حالا خوده مشاوره گفته بود قبلش مشکلات روانی تونو حل کنین چون جلسه تراپی نیست😂 با همراه تون به توافق برسین که اینجا نشه معرکه برا راضی کردن اون یکی ما هم بشینیم نگا کنیم
وای مشاورش چه خفن بودددد قشنگ می‌گفت ما تعارف نداریم که، راحت حرفتو بزن. حله؟ منم گفتم حله بعد مامانم برگشت یجوری نگام کرد منم شونه انداختم بالا🤣 بعدش که قطع کرد به مامانم گفتم چیه؟ نگفتم حله چشاته که مامانم اول یکی زد تو سرم بعد خندید وااا هزار بار گفت با این رتبه‌ای که داری خیالت راحت، بزار من سوابقتو نگا کنم تراز معدلت ۹ هزاره مشخصه که بچه درس خونی بودی فقط قسمت کنکورو خراب کردی. مامانم گفت خودش که ناامیده‌. آقاهه گفت نه اتفاقا خیلیم خوبه، من حلش می‌کنم شما نگران نباشین. سر یه رشته گفت کارشناسی‌ش خوب نیس اما ارشدش میتونه رشته های تاپو بخونه مامانم گفت اگه ادامه بده آقاهه گفت نه، این دختری که من می‌بینم با این تراز معدل مطمئناً ادامه میده. فلان فلان آدم باحالی بود گفت دوباره زنگ میزنم.
وایییی اومدیم خونه مامان بزرگم، همین که درو باز کرد دیدم خالم از شیراز اومده نشسته وسط هال مثل گاو پریدم بغلش کردم😭😭😭😭 یوسمژذینستستینیمسشنسن
٫ مَهجور ٫
وایییی اومدیم خونه مامان بزرگم، همین که درو باز کرد دیدم خالم از شیراز اومده نشسته وسط هال مثل گاو
قبلش اون یکی خالمو که درو باز کرد بغل کردم، بعد رفتم سراغ اون یکی که از شیراز اومده خالم که درو باز کرد گفت نگاش کن چه سیاستی دارههه، من می‌فهمم بخاطر من گله نکنم اول منو بغل کردی🤣
بچها خاله خیلی خوبه، خیلی:))))))))))) اگه خاله ندارین واقعا چیز بزرگی رو از دست دادین.
شب بخیر به کسانی که بی‌منت و صبورانه شریک تاریکی هایمان شدند و به انتظار طلوع ما نشستند، اگرچه ظلمت غروب خودشان غریبانه‌تر بود. - ویان‌.
وای:))) نوشته بود: اذان بگو ابراهیم، خسته‌ام از این دنیا از رنگ رنگ عجیب وُ غریب این دنیا با صدای طنین اندازت اذانی بگو بگو که خدا غریب شده است در این دنیا:)))))
٫ مَهجور ٫
وای وای تو مدرسه نشستیم ( حالا می‌فهمم واقعا دلم تنگ شده بود هعب )، اومدیم ریز نمرات بگیریم. ایرپاد تو گوشم بود یهو آهنگه عوش شد این پلی شد :))))))))))))
تو برای صدا زدن چه اسم قشنگی داری:)))))))) - علی الفتی.