من از دوران نوجوانی اسم ابوالفضل رو خیلی دوست داشتم. اوایل ازدواجمون، همراه همسرم به قدمگاه حضرت ابوالفضل العباس (ع) که نزدیک محل زندگیمون بود، رفتیم. همونجا با خودم عهد کردم که اگر خداوند به من پسری عطا کنه، اسمش رو ابوالفضل بذارم. خدا هم این لطف رو در حق من کرد و وقتی صاحب پسر شدم اسمش رو ابوالفضل گذاشتم؛ اسمی که از سالها قبل بهش علاقه داشتم و از ته دل دوستش داشتم.
ابوالفضل من پسری مهربون و شجاع و با گذشت و باوفا بود و قلب بزرگی داشت
و برای من و خانواده خیلی عزیز بود
و ابوالفضل برای من فقط فرزند نبود تمام عشق و امیدم بود