بخشی از من همیشه فکر میکرد از دست دادن یه شکست خیلی بزرگه. بعد از اتفاقاتی که پشت سر گذاشتم تونستم بفهمم چیزی به نام شکست وجود نداره صرفا فقط با از دست دادن یه چیز جدید یاد میگیرم. حرفم شاید خیلی کلیشهای باشه ولی واقعیت اینه که خیلی از از دست دادن ها تو زندگیم باعث شد مسیرمو روشن تر ببینم و خلاصه بفهمم قراره چی بدست بیارم. اینکه دنبال چی میگردین خیلی مهمه.
میگویند: درد انسانها را به یکدیگر نزدیک میکند، کدام یک از ما شادیم که اینقدر از هم دور ماندهایم؟!
اگر یار مرا دیدی به خلوت
بگو ای بی وفا ای بی مروت
گریبانم ز دستت چاک چاک
نخواهم دوخت تا روز قیامت.
L’eroe stanco
نمیخواهد گمانم این دل ویرانِ مستم را
که قاتل حتم دارم حکم خود گردن نمیگیرد.
-اژدها
بسته به حال و احوالت هر آیینه که غمگین میشدم، خودم را روی درجهی حالِ تو تنظیم میکردم. شبیه بودم به یک کودک که حالا راستش فهمیدهام زمین چقدر برای آنها کثیف است. بگذریم. حس ششمم هیچوقت دروغ نمیگوید اما گاهی دلم میخواهد آن را بپیچانم. زیرا که حماقت دستش را گاهی دور گلویم میگذارد. بازهم بگذریم. قول ها داده بودی و من نمیدانم چرا باز هم باور کردم اینبار ترک نمیشوم. قول برای تو بوسه بر باد است. باز هم بگذریم. همانطور که تو از همه چیز گذشتی.