هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
همیشه پایین خیابون وصال، جلوی شیرینی فرانسه میشینن. دو تا خانم گلفروش سبزهرو رو میگم. تخفیف هم میدن، با منت، بیعشوه. همیشه هم میگن خریدِ قبله آقا ببر ضرر نمیکنی. کی از گل خريدن ضرر کرده؟ نمیگم من از گل خریدن ضرر کردم خانوم. میپرسه این دفعه گل چی میخوای؟ فصل نرگس که تموم شده بقیهی گلها رو بلد نیستم. چون مردها تنها گلی که گیرشون میاد گل سر قبرشونه. دستهگلها رو بلدمها. هم زیاد به آب دادم هم زیاد دیدم. دستهگلهایی که ۱۸ و ۱۹ دی جلوی چشمم جون دادن، سرخ بودن، سرختر شدن و گلچین روزگار عجب خوشسلیقه است! رفیقهایی که هنوز بوی خوشِ خونشون رو حس میکنم. رفیقهایی که گل کاشتن! که با دست خالی جلوی دشمن وایسادن. که جانفدا بودن و فدای خامنهایِ شهید شدن. خیلیهاشون خیلی زودتر از اینها شهید شده بودن! جونبه لب بودن. لبالب از شوقِ فداییِ رهبر شدن..
خانوم گلفروش صدام میزنه. میگه گل برای کی میخوای؟ کارد بزنی فضولی ازش میزنه بیرون. میگم برای معشوقهم. خیلی جلوی خودش رو میگیره که نگه آخه تو با این تیپ و ریش و فلان؟ نیشخند زنونه میزنه میگه پولداره؟ میگم خیلی. میگه خوشگله؟ میگم اوووه. قد بلند، ماشاالله هزارماشاالله. از اخلاقش نمیپرسه. میگه دلت رو برده؟ نمیگم اگه هنوز دلی داشته باشم، آره خیلی. نمیگم صداش چقدر خوبه. نمیگم موقع دیدنش لبخند و گریه رو با هم دارم لعنتی. نمیگم واسه دیدنش لحظهشماری میکردم. حالا واسه اینکه بهش برسم خدا خدا میکنم. میگه بهت نمیدنش؟ میگم نه... دلش میسوزه برام. نه در حدی که پول گل رو نگیره. در حد همون نچنچکردن و طفلیگفتن. نمیگم دارم از مرور خاطراتش دیوونه میشم. یعنی دیوونه بودم، دیوونهتر.. گفتی کی از گل خريدن ضرر کرده؟ نمیگم من از گل خریدن ضرر کردم خانوم. گل رو میگیرم و میرم سر خیابون کشور دوست. سر قرار با معشوقی که هرگز دیگه تو این دنیا نمیبینمش.. اونور؟ شاید..
سید مصطفی موسوی
@ir_tavabin