هدایت شده از شفتكخونهیشریکوچولو _
گفتم :« غمت به جانم »
گفتا :« غمی ندارم ! »
گفتم :« پس این شب سرد ،
از چیست در کنارم ؟ »
گفتا :« هوای ِاین شب
بهر ِبهانهای بود ؛
تا در پناه آغوش ،
این جان ِخسته آسود .
هدایت شده از کارخونه ی متروکه ☫
استرس دارم و احساس میکنم محتویات درون ریه و قفسه ی سینه م رو بالا خواهم آورد
من دنبال "شباهت های ما بیش از تفاوت هاست" میگردم، ولی متاسفانه همیشه "تفاوت های ما بیش از شباهت هاست"
بابا جفتتون هی خودتونو تخریب میکنید.
هر دوتاتون هم خوبین، هم خوشگلین، هم هنرمند.
قبول کنید و هرکسی ازتون تعریف کرد تشکر کنید عشقای خاله. آفرین