eitaa logo
اشتباه.
287 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
438 ویدیو
4 فایل
کله‌خر/منتظر/نامنظم فاقد محتوا https://abzarek.ir/service-p/msg/3851490
مشاهده در ایتا
دانلود
وای
داشتم خواب میدیدم که برای اینکه میخواستم به یه دسته عزاداری برسم، رفتم حرم. یکم مونده بود برسم به دسته، خانم حاجی حیدری (مسئول طرح امین مدرسه که برای مسابقه احکام کارم داره همیشه) زنگ زد گفت باید بیای باهات احکام کار کنم. من اینجوری بودم که خانوم توروخدا ولم کن مسابقه احکام تموم شد😭😭، ولی گفت نه باید بیای. دسته رو قبل اینکه برسم بهش ول کردم و رفتم احکام کار کردم. بعد که تموم شد، گفتم خدایا شکرت دیگه برم سمت دسته، شاید سه متر مونده بود برسم بابام زنگ زد گفت بَسِته، بیا خونه دیگه. داشتم التماس میکردم تروخدا بذار به دسته برسم، گفت نه دیگه دیره😔. مجبور شدم برم خونه.
اشتباه.
داشتم خواب میدیدم که برای اینکه میخواستم به یه دسته عزاداری برسم، رفتم حرم. یکم مونده بود برسم به دس
تا خواستم برم سمت خونه، بغلمون رو زدن🤣🤣🤣🤣 برای اینکه بتونم برسم خونه، باید اون دریچه‌ای که ته اتوبوس بود رو باز میکردم، از بین اونهمه موتورو سیم و اینحرفا رد میشدم. اولی رو رد شدم، دومی رو با سومی. به چهارمی که رسیدم دیدم بجای موتور، پره از بمب خنثی نشده. یه قیچی صورتی (نمیوونم از کجا آووردم) برداشتم و شروع کردم به بریدن همه سیم هاش. داشتم از استرس تیکه تیکه میشدم. نه تا بمب بود، همه رو با یه قیچی صورتی خنثی کردم.
اشتباه.
تا خواستم برم سمت خونه، بغلمون رو زدن🤣🤣🤣🤣 برای اینکه بتونم برسم خونه، باید اون دریچه‌ای که ته اتوبوس
با سر و صورت روغن‌ی و کثیف اومدم بیرون، دیدم خانم حاجی حیدری جلوم وایساده. گفتم چیشده خانم؟ گفت خیلی کم احکام کار کردی😡(با همین حالت). تا اینو گفت گوشی زنگ خورد. برداشتم دیدم بابامه. گفت که چرااا نیوومدییی خونههه😡😡😡(اونم با همین حالت).
خداروشکر از خواب بیدار شدم (و بعد یه خواب بدتر دیدم).
چهارتا خواب دیدم، توی سه تایی که یادمه بمب زدن.
اشتباه.
چهارتا خواب دیدم، توی سه تایی که یادمه بمب زدن.
نه همه رو یادمه. سومی و چهارمی پشت سر هم بود.
اشتباه.
خیلی نازه وای بهمون.
اشتباه.
آقای یه راهیان نور مارو نجات داد
میدونید اگه راهیان نبود من اینجوری نبودم نسبت به رایة‌الهدی. و اگه آقای غلامی نبود راهیان هم هیچ تاثیری نداشت.