اشتباه.
تا خواستم برم سمت خونه، بغلمون رو زدن🤣🤣🤣🤣 برای اینکه بتونم برسم خونه، باید اون دریچهای که ته اتوبوس
با سر و صورت روغنی و کثیف اومدم بیرون، دیدم خانم حاجی حیدری جلوم وایساده. گفتم چیشده خانم؟ گفت خیلی کم احکام کار کردی😡(با همین حالت). تا اینو گفت گوشی زنگ خورد. برداشتم دیدم بابامه. گفت که چرااا نیوومدییی خونههه😡😡😡(اونم با همین حالت).
اشتباه.
با سر و صورت روغنی و کثیف اومدم بیرون، دیدم خانم حاجی حیدری جلوم وایساده. گفتم چیشده خانم؟ گفت خیلی
من اینجوری بودم که داشتم بمب خنثی میکردم تروخدا بس😭
اشتباه.
چهارتا خواب دیدم، توی سه تایی که یادمه بمب زدن.
نه همه رو یادمه. سومی و چهارمی پشت سر هم بود.
اشتباه.
آقای یه راهیان نور مارو نجات داد
میدونید اگه راهیان نبود من اینجوری نبودم نسبت به رایةالهدی.
و اگه آقای غلامی نبود راهیان هم هیچ تاثیری نداشت.
اشتباه.
میدونید اگه راهیان نبود من اینجوری نبودم نسبت به رایةالهدی. و اگه آقای غلامی نبود راهیان هم هیچ تاث
پس آقا یه غلامی نامی مارو نجات داد.