هدایت شده از بزرگسال|🇮🇷
زندگی اینجوریه که صبح تا ظهر میری سر کلاس ولی تنها کاری که نمیکنی سر کلاس رفتنه.
اشتباه.
چرا. انقدر. جمعیت. کمه.
خودکشی، مرگ قشنگی که به آن دل بستم
دست کم هر دو سه شب سیییر به یادش هستم
هدایت شده از ژانوس ؛
نکتهای که راجع بهش وجود داره اینه که خب معمولا توقعی که از یه شعر میره، بیانِ یه چیز بزرگه. مثل یه آرزو، یه آرمان یا یه مفهوم عمیق یا چیزی که شاعر توی زندگیش آرزوشو داره.
مثلا ممکنه یه شاعری که توی شهر زندگی میکنه توی شعراش عناصر زندگی روستایی و توصیفش دیده بشه و درواقع اون شاعر بیشتر میاد با شعرش زندگی آرمانیش رو به تصویر میکشه؛ یا حداقل آرمانهاشو. مثلا وقتی بخواد از عشق بنویسه بهش پر و بال میده و فضایی و بزرگش میکنه؛ طوری که ممکنه برای مخاطب ناآشنا و زیادی عمیق باشه.
اصلا شاید همینه که شعر رو شعر میکنه.
امااا