هدایت شده از سکوت.
نه توانی برای رفتن ادامه مسیر را دارم و نه فکر و دلم راضی به ماندن است.
هدایت شده از بسیار تاریکم
نمیخواهم اسمت را فراموش کنم سهراب. اگر تورا از یاد ببرم دیگر هیچچیز را به یاد نمیآورم.
هدایت شده از بسیار تاریکم
از یاد بردهام. همه چیزم را از یاد بردهام. برگرد. نمیخواهم تو را هم از یاد ببرم.
اشتباه.
میگویند دیوانه شده ام فقط بخاطر اینکه اصرار دارم تو برمیگردی.
تو برمیگردی و با آنهایی که به من میگفتند دیوانه ثابت میکنی دیوانه نیستم، مگر نه؟
هدایت شده از سکوت.
وای. نمیتوانم بگویم چقدر به اینکه من و پشت سریام را آدم حساب نکرده و نخود حساب کردید، خوشحال باشم.
تا بحال کسی من را نخود حساب نکرده بود. یا من را آدم حساب نمیکردند، یا حساب نمیکردند. اولین بار بود که حداقل نخود حساب شده بودم. آن هم از طرف شما.