هدایت شده از موسسهکارآگاهیبلانت
"خلاصه بگویم زندگی در اینجا شدت و حدت دارد. زندگی سادهای نیست.. عمر بر آدمی زیاد میگذرد. یعنی یک جوان بیست ساله به اندازه مرد چهل ساله آمریکایی خشم، عشق، کینه و زخم معده گرفتهاست. زخم معده این حوالی زیاد است؛ زیرا احساسات تند و تیز، آدم را سالم باقی نمیگذارد.
با عده زیادی از جوانان و دانشجویان عرب صحبت میکردم، مسئله سن مطرح شد. جوان بیست ساله، تقریبا سی تا سی و پنج ساله بهنظر میرسد. این سوال مطرح شد که چرا این جوانان اینقدر زود پیر میشوند؟ جوابها زیاد بود.. یکی از جوابها بهنظر من وجود احساسات و شدت احساسات بود. یعنی همهچیزشان شدت دارد. لذا عمر هم شدت دارد و زندگی هم شدت دارد. در عرض یکسال آدمی به اندازه دهسال زندگی میکند، بنابراین زودتر هم شکسته میشود. جریان عمر در آمریکا ملایم و آرام است ولی در این حوالی طوفانی و گردابی است. در هرروز زندگی طوفانی وجود دارد و در هر قدم، گردابی است در کارها.
قانون و عقل هم کمتر دخالت دارند، زیرا سرنوشت به دست طوفان و در دامان گرداب معین میشود. دنیا، دنیای قهر و کینه است، یک واقعه کوچک، ممکن است زندگی شما را کاملا زیر و رو کند و یا یک تصادف ناچیز، هستی شما را به باد دهد.
فراز و نشیب زندگی را، شنیده بودم ولی تا این حد را تجربه نکرده بودم. در عرض سهماهی که این حوالی هستم، بیشتر از چندین سال پیر شدهام."