9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#رزق_صبحگاهی
تعجب می کنم از کسی که دچار غم و اندوه شده است اما به ذکر یونسیه پناه نمی برد(امام صادق)
🎥 وَذَا ٱلنُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَٰضِبࣰا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقۡدِرَ عَلَيۡهِ فَنَادَىٰ فِي ٱلظُّلُمَٰتِ أَن لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّـٰلِمِينَ
انبیا 87
به ياد آور زمانى كه يونس خشمگين از بين مردم عصر خويش بيرون رفت و گمان كرد كه ما بر او سخت نخواهيم گرفت. در تاريكيها ندا داد كه خدايى جز تو نيست؛ منزّهى تو. من از ستمكاران بودهام
✅ کتابخانه و مرکز اسناد آستان مقدس مسجد جمکران
💠 @Library_jamkaran
#معرفی_کتاب
📗عنوان: فرزندان ایرانیم
✍نویسنده داوود امیریان
📌ناشر چاپی انتشارات سوره مهر
🇮🇷"فرزندان ایرانیم" خاطرات خود امیریان است؛ خاطرههایی از دوره آموزش زمان جنگ. او این خاطرات را با زبان طنز نوشته؛ وقتی میگوییم طنز یعنی واقعاً طنز و نه هجو و نه هزل و نه هر چیز دیگری جز طنز. امیریان، همه آثارش را این طور مینویسد. او با استفاده از طنز کلام و موقعیت، تلخترین روایتها را خواندنی و جذاب میکند و به ویژه در این اثر، فضای خشک و خشن جنگ را برای مخاطبان نوجوان خواندنی و شیرین مینماید. خاطرات شیرین و خواندنی یک بسیجی از دوران آموزشی در پادگان 21 حمزه سیدالشهدا و در زمان جنگ ایران و عراق، همان است که «فرزندان ایرانیم» نام گرفته است.
🔺 این کتاب برای گروه سنی نوجوانان و با زبانی داستانی نوشته شده و در 60 فصل متن و یک فصل نامهها تدوین شده است. شرح دوران کودکی، دستکاری شناسنامه برای اعزام به جبهه به علتکمی سن، خاطرات تلخ و شیرین دوران آموزشی در کنار دیگر افراد اعزامی که اکثراً هم سن و سال وی بودهاند، خشم شب و دستپاچگی بچهها و پدید آمدن لحظات به یاد ماندنی، حضور در کلاسهای عقیدتی، غافلگیری و خلع سلاح نگهبانان توسط مسئولین گروهانها و درگیری با مسئولین توسط بچههای آسایشگاه طی یک برنامه از پیش تعیین شده، تنبیهها و تشویقها و ... محتوای این خاطرات را در بر میگیرد.
✅ کتابخانه و مرکز اسناد آستان مقدس مسجد جمکران
💠 @Library_jamkaran
#برشی_از_کتاب
🚶حوالی میدان خراسان از داخل پیاده رو با سرعت در حال حرکت بودیم. یکباره ابراهیم سرعتش را کم کرد! برگشتم عقب و گفتم: چی شد، مگه عجله نداشتی؟!
🔅همینطور که آرام حرکت می کرد، به جلوی من اشاره کرد و گفت: یه خورده یواش تر بریم تا از این آقا جلو نزنیم.! من برگشتم به سمتی که ابراهیم اشاره کرد. یک نفر کمی جلوتر از ما در حال حرکت بود که به خاطر معلولیت، پایش را روی زمین می کشید و آرام را میرفت.
🔅ابراهیم گفت: اگر ما تند از کنار او رد شویم، دلش می سوزد که نمی تواند مثل ما راه برود. کمی آهسته برویم تا او ناراحت نشود.گفتم: ابرام جون، ما کار داریم، این حرفا چیه⁉️
🔅بیا سریع بریم. اصلا بیا از این کوچه بریم که از جلوی این معلول رد نشیم. آنچنان قلب رئوف و مهربانی داشت که به ریزترین مسائل توجه می کرد. او در حالی که عجله داشت، اما راضی نشد حتی دل یک معلول را برنجاند!
📚 سلام بر ابراهیم۲، ص۳۱.
#شهید_ابراهیم_هادی🌷
✅ کتابخانه و مرکز اسناد آستان مقدس مسجد جمکران
💠 @Library_jamkaran
نامه به محمد 2.mp3
زمان:
حجم:
1.3M
◾️استادصفایی به "محمد" که میخواست به جبهه برود گفته بود اول شهید شو بعد به جبهه برو...
وحالا بخشی از این نامه را میشنویم.
🎧برشی از کتاب صوتیِ نامهای به پسرم محمد
✅ کتابخانه و مرکز اسناد آستان مقدس مسجد جمکران
💠 @Library_jamkaran
هدایت شده از کتاب جمکران 📚
🔥 خبر خوب
به مناسبت ۱۶ مهر؛ روز نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران 🇮🇷
📚 تصاویری از تازهترین کتاب داستان مصور انتشارات کتاب جمکران با عنوان:
⚓️ «نبرد هرمز»
روایتی تصویری از شکست ارتش آمریکا در رویارویی با نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
‼️📣 #به_زودی در تازهترین اثر #انتشارات_کتاب_جمکران
✅ کانال رسمی کتاب جمکران:
@ketabejamkaran