«ثانیهچیـن»
-🤍🪽
اندوهمعقابیست
وامیدمگنجشکِکوچکی!
زندگیعادلانهنیست!
وقلبِکوچکورنجورم
شاهداست
چگونهباچنگودندان
هرصبحگنجشکِهراسانیرا
ازچنگالعقابیبزرگ
نیمهجانبهشبمیرسانم...
«ثانیهچیـن»
- «ولاحبيباًمثلأبيولَوبَحثتدَهراً»
وهیچمحبوبیهمانندپدرمنیست
اگرچهتمامروزگاررابگردم...
ماسکی که به صورت داشتی،
نه برازنده ات بود و نه اندازه ات!
به یمن آن؛
تلخ ترین سکوت عمرم را گذراندم...