یه چا خوندم از مریم قهرمانلو که گفت :
همیشه کنجِ خیالی نه بودنی، نه وصالی
چگونه از تو بگویم که آرزوی محالی
فقط اونجایی که رو به گنبد نشستی، میگی:
من همانم که به آغوش ِتو آورد پناه،
بغلم کن کسی جز تو نفهمید مرا (:
* انتشـاراتِلیـمو ؛ 🍋
من رو به گنبد میخندم
منم رو به قبله میشم هربار میخندم
* انتشـاراتِلیـمو ؛ 🍋
😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨لحجه ات🛐🛐🛐🛐
براش بمیرم🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐