هدایت شده از ویروسِشادی؛🤡
هدایت شده از ᵇˡᵘᵉ ˢⁱᵈᵉ⊙⊝⊜🍀
در حرم بابا جان رضا
بهیادهمهاهالیایتابهخصوص:
"𝐬𝐞𝐫𝐞𝐧𝐝𝐢𝐩𝐡𝐨𝐫𝐢𝐚"
ی دختر کوچولو، زیادیاوهمیگویم، الکافل، بوی گلهای آلاله، فادیا، آمیگدال روانی، کتاب فروشی خانوم اندرسون، پلوتونیهای بیخانمان، انتشارات لیمو، مکانی دور از شهر شلوغ، دنیای کوچک ما، امپراطورامیرسرشار، ماه تابان، رنهو و چیمیش، خندههای ولگرد میرا، دربین شیارهای مغزم، ملیجک، مارمالاد پرتقال، حاجباربیها، پنجههای شوگولی،
, Daydream, clown, suhy, purple light, AICADE, sweet night, Saved messages, Dove Husee La Vitu, stupid song, serenade by stars, opus ix, miny, Background, my moon, paradise,
قاشقان سریاکی منهای عبدالله،
ثلثلهی تریاکیان،
اکیپ شوعاف کنندگان ریچنما،
و تمام کسایی که این پیامو میبینن
و آرزوی موفقیت برای همه کنکوری های عزیز
-ᵇˡᵘᵉ ˢⁱᵈᵉ🍀
تو حرم امام رضا جان به یاد همه [ هرکی توی چنلم هست و چنل داره، ریز و درشتتون، دوستای مجازیم مخصوصا کیمیا و نجمه و مطهره و معصومه و فاطمه و گپ، دوستای حضوریم بالاخص اون ده نفر مبعوث شده، فوسان، راحیلیا، هرکی که سطلی نیس و انتشاراتی های قشنگم ] بودم🙇🏻♀️🤍
به راحتی میتونین فور کنین چنلاتون بگین عه ایول لعیا به یادمون بود🦦🦆
هدایت شده از ¹⁶⁸-صَدیٰ-
لعیا مث یه پروانه دور سر زهرا میگرده .
لعیا باشید برا دوستاتون.
هدایت شده از عروسهلندیکتابفروشیخیابونهفتم·
کله ی یک نفر با موی بور از میان جمعیت به حرکت در آمد. لحظه ای بعد کلاو روی سکو ایستاد.
بیا تو رو ماچ کنم پدررررر😭😭😭😭😭😭😭
هدایت شده از عروسهلندیکتابفروشیخیابونهفتم·
«مایلم برای دریافت مجوز تجاری در بندر باستیان درخواست بدم. از طرف دخترم و کشتیش: مریگلد.»
نفسم بند آمد. خون در رگ هایم منجمد شد.
دخترم.
سینت پیش از این هیچ گاه مرا اینگونه خطاب نکرده بود
هدایت شده از عروسهلندیکتابفروشیخیابونهفتم·
«برای این تورو اونجا گذاشتم چون تا به حال هیچی رو توی زندگیم به اندازه ی تو دوست نداشتم؛ نه ایزولدی ، نه تجارتم ، نه هیچی!!»
بچه ها وقتی میگم میمیرم واسه این دو مرد یعنی واقعا میمیرم☝️🏼🛐
*خرذوق بازیامو فور نزدم