هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
لاومسیج
جمنای ، ویرگو ، سجتریس ، پایسیز
داستان اینه که یکی از شما انتظار داشته طرف مقابل بیشتر تلاش کنه، احساساتشو واضحتر نشون بده یا بیشتر برای رابطه بجنگه.
ولی در نهایت هر دو نفر شروع کردین فاصله گرفتن از همدیگه رو تقلید کردن.
یکی از طرفین از بیرون سرد و بیاحساس به نظر میاد، ولی توی ذهنش مدام مکالمههای قدیمی و خاطرهها رو مرور میکنه.
یه انرژیِ عجیب هم اینجا هست ، مثل اینکه از دور حواسش بهت باشه، غیرمستقیم چکت کنه یا منتظر باشه ببینه کی اول قدم برمیداره.
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
🥀 چیزایی که دلشون میخواد بهت بگن
برای جمنای ، ویرگو ، سجتریس ، پایسیز
→ «سعی کردم از نظر احساسی ازت فاصله بگیرم، ولی فکر نکنم هیچوقت واقعاً ولت کرده باشم.»
این آدم مدام تلاش میکنه منطقی جلو بره و زندگیشو ادامه بده، ولی از نظر احساسی هنوز این رابطه رو با خودش حمل میکنه ، حتی خودش هم دقیق نمیدونه چطور توضیحش بده.
→ «یه بخشی از وجودم هنوزم آیندهای با تو تصور میکنه.»
اینجا انرژی خیلی قویای هست از کسی که در بلندمدت به تو فکر میکنه، حتی اگه تو ابراز احساساتش سرد بوده باشه.
→ «داشتم سعی میکردم از خودم از نظر احساسی محافظت کنم.»
این شخص از فکر زیاد، سرکوب احساسات و تلاش برای کنترل کردن خودش خسته شده، بهجای اینکه راحت و واضح با تو حرف بزنه…
→ «تو خیلی بیشتر از چیزی که انتظار داشتم روم تأثیر گذاشتی.»
و یه تحسین عاطفی عمیق دیده میشه، ولی همزمان این آدم از شدت احساساتی که نسبت بهت داره هم یه جورایی ترسیده یا جا خورده.
→ «وانمود میکنم همهچیز تحت کنترلمه و میدونم دارم چیکار میکنم، ولی راستش خودمم گیجم.»
یه نفر اینجا بین نیاز به آرامش و ثبات احساسی، و نیاز به آزادی و فرار، گیر کرده ، برای همین رفتاراش ضد و نقیض و پر از دیوار عاطفیه…
هر چیزی که به دلت نشست رو بردار ✨
هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
جمنای ، تو لیاقتِ عشق رو داری. و دوستداشته شدن.