eitaa logo
نگاه من به سرانجام است...
47 دنبال‌کننده
96 عکس
32 ویدیو
1 فایل
جنگ هست زندگی هست ما هستیم... admin: @baradaranmh admin2: @all_oneOne اسم این کانال از ترانه «ابراهیم» محسن چاوشی برگرفته شده. به امید زیست ابراهیمی
مشاهده در ایتا
دانلود
سه هفته از آتش‌بس می‌گذرد. هنوز شب‌ها ناآرامم، به سایه جنگ فکر می‌کنم که چقدر تاریک‌تر از همیشه بالای سرمان ایستاده، هر روز موقع خداحافظی امیرحسن را سفت‌تر را بغل می‌کنم و وقتی در آسانسور بسته می‌شود اشک‌هایم بیرون می‌ریزد، هر روز به خدا می‌گویم بابت تمام روزهای زندگیم ممنونم، هر روز به مامان زنگ می‌زنم و هر دقیقه خواهرم را به خدا می‌سپارم. بعضی وقت‌ها خوشحالم که در این روزها کنجد هنوز توی من زندگی می‌کند بعضی وقت‌ها ناراحت. ناراحتم که با تن کوچکش غصه های بزرگ مادرش را به دوش گرفته و خوشحالم که اگر دوباره جنگی بیاید ما با همیم، زنده یا مرده. یاد پارکی میفتم که وقت بازی بچه‌ها موشک خورد و دلم برای روزهای که قرار است کنجد در آن کودکی کند نگران می‌شود. دلم برای همه بچه‌های ایران شور می‌زند، دلم برای همه زنانی ایران آتش می‌گیرد و دلم برای همه مردان ایران خون می‎شود. من بعد از جنگ‌ به زندگی برنگشتم، بلکه هر روز بیشتر آماده مردن شدم. هر روز سرکار می‌روم تا پروژه‌های نصفه‌نیمه را تمام کنم، کارهای عقب‌افتاده را سروسامان می‌دهم، حواسم هست که نمازم را بخوانم و یادی از دعاهای محبوبم کنم و از هر چیز ناراحت‌کننده و ناملایمی به راحتی رد می‌شوم! حتی اصلاح کردن، دعوا کردن برای از بین بردن یک عادت و یاداوری برای بهبود هم میلی از زندگی را می‌خواهد که در سرگردانی و اضطراب ما برای شروع جنگ دوباره و شکست آتش بس کمیاب شده. سفت و سخت حواسم هست که به رؤیاهایم فکر نکنم، مثلاَ به این فکر نکنم که چقدر دوست داشتم کنجد را برای دفاع رساله‌ام به دانشگاه ببرم و لذت درس خواندن را توی دلش بکارم، یا اینکه چقدر دلم می‌خواست روی زمین کویر شهداد بنشینم، یا چقدر میل دیدن بندر چابهار را داشتم. تصویر قدم زدن با کنجد توی باران را چند وقتی است خط خطی کرده‌ام. چندسالی که منتظر کنجد بودم هر شب موقع خواب، خودمان دوتایی را تصور می‌کردم که توی کوچه، زیر باران راه می‌رویم و یک شعر کودکانه را به انتخاب کنجد بلند بلند می‌خوانیم! این روزها فکر می‌کنم رؤیا برای مردمان خاورمیانه بیش از حد فانتزی است و این چیزهای لوکس بیشتر به درد مردمان اسکاندویناوی می‌خورد! کسی که روی گسل زندگی می‌کند شب‌ها باید سرش را توی چادر زمین بگذارد، او را چه به خانه؟ https://ble.ir/LookatEnd https://eitaa.com/LookatEnd 3⃣
کتابم را که می‌نوشتم، هر لحظه در سوریه سیر می‌کردم. کودکان سوری را می‌دیدم که کتاب به دست می‌خندند و به استقامت و اتحادی که باباقاسم برایشان آورده افتخار می‌کنند. می‌خندند و شعرهایم که حالا به سوری ترجمه شده است را در الساحة زینبیه بلند بلند می‌خوانند. کتاب چاپ شد، پویش رساندن نقاشی به دست کودکان جبهه مقاومت هم تایید شد. و من پرانگیزه در فکر ترجمه‌اش در همان گروهی که فعالین تعلیم و تربیت جبهه مقاومت دور هم گرد آمده بودند و کارشناس‌هایش در بخش پژوهش کتاب کمکی برایم بودند، به دنبال نشانه‌هایی از یک مترجم کاربلد می‌گشتم. اما امیدم ناامید شد از آن چه در نقشه‌های ساعتی می‌دیدم و در صوت‌ها می‌شنیدم...مردم مقاوم کتابم در کمتر از ده روز کشورشان را دودستی تقدیم جنایتکاری آشنا کرده بودند... تمام پازل‌هایی که این چند سال با احتیاط روی هم قرار داده بودم به یک باره ریخته شد و دلم سوخت، خیلی سوخت! آن روزها در دانشکده حرف و نقل اساتید شده بود پایمال شدن خون شهدایمان و کار من هم پاسخ به آن‌ها. ولی در همان گروه‌های مجازیم نه حرفی از خون شهدا بود نه مردم جنگ روانی زده سوریه. محور همه چیز فقط لبنان و ایران بود! پازل جنگی ذهنم را که دوباره سرهم می‌کردم در هر روز از این دوران آخرالزمانی که جهان به استناد فلسفه صدرا سرعتی عجیب گرفته، اتفاقاتی می‌افتاد و بیشتر از قبل به استراتژیک بودن سوریه و تبعات سقوطش بر جبهه مقاومت و زجر کودکان فلسطینی پی‌می‌بردم. مارپیچ سرعت تا جایی رفت که آخرین قطعه پازل رسید به اولین موشک جنگ تحمیلی اسرائیل و آمریکا علیه ایران! آن روزها میان ترس و اضطراب مردم، برای من فقط لفظ مدافعین حرم با صدای تمام ایران حرم هست سردار و اخبار سوزناک لحظه به لحظه سقوط سوریه در گروه تداعی می‌شد. و حالا از دل همان مردم جنگ زده دیروزمان، کارشناس‌هایی بلند شده‌اند که با طرح آمریکای خوب، اسرائیل بد جا پای مردم درد کشیده سوریه بگذراند‌ و حتی فراتر. به این می‌اندیشم درست است راه زمینی و هوایی امنیت‌آوری را از دست دادیم و شاید بالاخره برخی از ما حقیقت حضور ایران در سوریه را با پرپر شدن ۱۰۰۰ جان فهمیدیم؛ اما اگر آن‌ها جسارت کردند و زدند با همین حریم هواییِ دست دشمن افتاده معادلش را بدتر زدیم. نه مثل سوریه که جای جایش را این روزها اسرائیل می‌کوبد و حاکم بی‌غیرتش به فکر لبخند و خوش و بش گرم با ترامپ است... با چیزهایی که این سال‌ها می‌بینیم به این نتیجه می‌رسم شاید اولین چیزی که باید به فرزندان یک سرزمین بیاموزیم اتحاد و شجاعت و مقاومت نیست، «غیرت» است. پ.ن: الإمامُ عليٌّ عليه السلام، إنَّ اللّه َ يَغارُ للمؤمِنِ فَلْيَغَرْ مَن لا يَغارُ فإنّهُ مَنكوسُ القَلبِ .[المحاسن: 1/204/355.] امام على عليه السلام: همانا خداوند نسبت به مؤمن غيرت دارد؛ پس، بى غيرت از خود غيرت نشان دهد؛ زيرا كه آدم بى غيرت واژگونه دل (زيبا بيننده زشتى) است. https://ble.ir/LookatEnd https://eitaa.com/LookatEnd
نگاه من به سرانجام است...
سه هفته از آتش‌بس می‌گذرد. هنوز شب‌ها ناآرامم، به سایه جنگ فکر می‌کنم که چقدر تاریک‌تر از همیشه بالا
مشکل بزرگی بود. باید حل می‌شد. ذهنمان خسته شده بود. تا اینکه کسی آمد و گفت «می‌دانید ماهیهای اقیانوس خوش گوشت‌تر از ماهی سایر آبها هستند؟» - چطور؟ - چون تهدید بیشتری می‌شوند و همین باعث می‌شود در بدنشان ماده‌ای ترشح بشود که باعث لذیذ شدن گوشتشان بشود. به هم نگاه کردیم و خندیدیم. و این شد مطلعی برای مواجهه با مسئله ها. هروقت روزگار سخت می‌شد یاد اقیانوس می‌افتادیم و ... و من که در خاورمیانه زندگی می‌کنم در حکم ماهی هستم در اقیانوس. شاید بگویی «این انتخاب من نبوده!» اما من می‌گویم «بین هست و باید فاصله زیاد است. وقتت را تلف بایدها نکن. «هست» را دریاب و «باید» را معنایی دوباره ببخش. شاید اینطوری اشک‌ها بپیوندند به همان آب دریایی که حیات بخش هستند.» https://ble.ir/LookatEnd https://eitaa.com/LookatEnd
🎯*از کانال روزهای مادرانه* صبح خیلی زود زدیم بیرون، که به ترافیک اول مهر نخوریم. انقدر زود رسیدیم که مطمئن نبودم در مدرسه را باز کرده باشند! برگشتنی خورشید توی چشمم بود. شعاع‌های نورش از بین ابرهای گوله گوله می‌تابید. من دیشب ناهار بچه‌هایم را گذاشته بودم توی ظرف غذای استیل‌شان، کوله‌پشتی‌هایشان را پر کرده بودند، مقنعه و روپوش‌هایشان به در کمد آویزان بود... ما مثل هر سال منتظر یک اول مهر خیلی معمولی بودیم... اما دنیا معمولی نیست. امشب مادرهایی کوله‌پشتی بچه شهیدشان را توی بغل می‌گیرند و گریه می‌کنند. بچه‌هایی مادر یا پدرشان نیست که قربان قد و بالایشان برود. خانواده‌هایی برای همیشه رفته‌اند... و همه این‌ها را اسرائیل از ما گرفت. نه. دنیا برای بعضی‌ها دیگر هیچ‌وقت معمولی نمی‌شود. ‌. ‌. ‌. در ساختمان مدرسه‌ی بچه‌ام ایستاده‌ام و سرود ملی جمهوری اسلامی ایران دارد پخش می‌شود: "شهیدان، پیچیده در گوش زمان فریادتان..." توی صف کلاس‌هشتمی‌ها جای ریحانه‌سادات ساداتی ارمکی خالی است. من دارم گوله گوله اشک می‌ریزم. نه. دیگر نه مهر، نه خرداد، نه دی، نه هیچ ماه و سالی مثل قبل نمی‌شود. اندوه و خشم، هرگز از دل‌های ما رخت برنمی‌بندد. حالا هرچقدر که بلندتر داد بزنیم: باز آمد بوی ماه مدرسه ‌ https://ble.ir/motherlydays
از صفحات پایانی کتاب زیر سایه آن سرو صنوبر زندگینامه سید حسن نصرالله نوشته سهیل کریمی ‌ و مقاومت ادامه دارد... ‌ https://ble.ir/LookatEnd https://eitaa.com/LookatEnd
21.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند سال پیش با استادی از گروه معارف اسلامی کارگاهی مشترک برگزار کردیم در دانشگاه شهید بهشتی. کارگاه برای دانشجویان بود که با روش تحلیل محتوا آشنا شوند. بعد گفتیم برای اینکه نمونه خوبی از اجرای روش دیده شود یک کار پژوهشی انجام دهیم. به استاد نامبرده گفتم یک سوره کوچک انتخاب کنید که روی آن کار کنیم. گفتند «سوره مزمل درباره شب و روز است. همیشه احساس میکنم حرفی برای گفتن دارد که شاید کمتر به آن توجه شده است.» شروع کردیم. میخواندیم، تحلیل می‌کردیم و به تفاسیر رجوع‌‌‌... یکباره الگوی «مسئولیت اجتماعی» بر ما نمودار شد؛ به این معنی که آنان که روزها در جامعه انسانی مسئولیت دارند، برای آنکه بتوانند به نحو احسن از عهده اش برآیند، باید شب را زمانی برای خودسازی در نظر بگیرند. و جالب اینکه در این سوره بسته به موقعیت (از شرایط عادی تا بحران) برای افراد برنامه پیشنهاد داده است. و این کلیپ نمونه ای از تفسیر این سوره است درباره مردان خدا... ‌ https://ensani.ir/fa/article/483262/الزامات-ایفای-مسئولیت-اجتماعی-در-قرآن-کریم-با-محوریت-سوره-مزملhttps://ble.ir/LookatEnd https://eitaa.com/LookatEnd
اعلام برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۵؛ ماریا کورینا ماچادو رهبر اپوزیسیون ونزوئلا کابوس ترامپ شد. @ettelaatonline || ettelaat.com https://ble.ir/LookatEnd https://eitaa.com/LookatEnd
امروز در کانال چهار فیلم سینمایی در دل دریا را دیدم. داستان تکراری نابودی انسان از سر حرص و طمع. اما همچنان جذاب و قابل تأمل. فیلمی پر هیجان که هزار قصه در دل خود داشت اما جذاب ترینش که مرا به خودمان برمی‌گرداند و میخکوبم کرد؛ آن نهنگ بزرگ سفید که نگهبان نهنگ‌های دیگر بود و زخمها و کینه ها را به جان می خرید تا بقیه را حفظ کند. او برایم آشنا بود. دوستش داشتم. https://ble.ir/LookatEnd https://eitaa.com/LookatEnd
انسان‌ها گوش نمی‌دهند، چون نمی‌خواهند از ذهن‌شان بیرون بیایند. بیرون آمدن از ذهن و باور، یعنی تمام شخصیت خود را معلق کردن. کانت می‌گوید: بشر شجاعت فهمیدن داشته باش. وقتی می‌توانی بفهمی که خود را معلق کنی و از نو متولد شوی. حضرت عیسی می‌گوید؛ لَن یَلج مَلکوتَ السموات مَن لَم یولد مَرتین، انسان به ملکوت راه ندارد مگر این که دو بار متولد شود. انسان دو تولد دارد، یک بار از رحم مادر زاییده می‌شود و این عالم را می‌فهمد. در تولد دوم باید از درون زاییده شود و خود را متولد کند. یعنی از جِلباب دنیویت و مادیت بیرون آید و به مقام عقل قدسی برسد. ‌ انسان وقتی متولد می‌شود، عقل قدسی ندارد و بی‌شعور محض است. وَاللهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا. در تولد دوم باید خودش را بزایاند و خودش ماما باشد. سقراط می‌گفت: من ماما هستم، یعنی با طرح مساله فکر خود و مردم را زایش می‌داد. انسان با تولد اول این جهان و آن چه در آن هست را می‌بیند و با تولد دوم آن جهان و آن چه در آن هست را می‌فهمد. ملکوت را با عقل می‌فهمیم و تا تولد ثانی پیدا نشود، عالم ملکوت مُدرَک واقع نمی‌شود. درک ملکوت صرفا با عقل است و اگر عقل نباشد ملکوت بی‌معنی است. ملکوت نیز مراتب دارد که در طول هم هستند. ‌ https://ble.ir/LookatEnd https://eitaa.com/LookatEnd
امید نام دیگر مهدی موعود است، نامی که نشان می‌دهد انتظار با سکوت و سکون همخوانی ندارد. و مگر برای انسان چیزی جز سعی وجود دارد؟ ‌ https://ble.ir/LookatEnd https://eitaa.com/LookatEnd