15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 سرود ای ایران از ساختمان شیشه ای صدا و سیما
صدایی که خاموش شدنی نیست و نخواهد شد...
🔹 رادیوآوا هر لحظه و هر جا
@radioava
نگاه من به سرانجام است...
🎼 *ترانه جدید محسن چاووشی علیه اسرائیل: مردم علاج در وطن است* شیپور جنگ را زده و همواره صلح میطلبی
🔻استوری های کاظم بهمنی شاعر، درباره آهنگ علاج و دغدغه محسن چاووشی برای این آهنگ و اینکه در اون شبی که این شعر سروده شد چه گذشت..
#شرافت_اگر_ترانه_بود
@seyedghafar
*این جنگ ١٢ روزه به بچه ها چطور گذشت؟*
بهار ٨ ساله گفته بود: چقدر خوب شد جنگ شد، خیلی خوش می گذره.
نفس ٢ ساله تا صدای تقی و توقی می شنیده، دستاش رو بلند می کرده و میگفته: ببل... ببل... به معنی داره صدا میاد، بغلم کنید و مثل دیشب منو ببرید توی کوچه...
دریا رفته کنار دریا و حتی هنوزم برنگشته، با وجودی که مامان و باباش تهران هستن، مونده شمال خونه ی مادربزرگش و همچنان داره با بچه خرگوش ها بازی می کنه.
مهسا تو حیاط کوچولوی مادربزرگش، هر روز با یک لگن آب، آب بازی کرده.
احسان و کیان کلی با موشک های کاغذیشون بازی کردن و حال کردن.
مهدی برای اولین بار، نبرد مورچه ها با یک مگس رو از نزدیک تماشا کرده.
ارسلان و اردلان میزبان دخترخاله هاشون بودن و چه بازی های چهارنفره ای که باهم نکردن.
محمد با پسرداییش برای اولین بار بازی هایی مثل کشتی و بوکس و وحشی بازی و بالای کمد رفتن و اوپن رفتن و از روی رختخواب ها پریدن رو تجربه کرده.
خبرش رو دارم که اکثر بچه ها از تموم شدن مهمونی و شادی و خوشی، ناراحت شدن و با بغض و حتی ریختن اشک، به خونه ها برگشتن.
اونا خوشحالی ما رو از شنیدن خبر آتش بس درک نکردن و ما هم بغض اونا رو از شنیدن خبر بازگشت به خونه درک نکردیم.
*مگه بچه ها چه توقعی از دنیا دارن؟ جز بازی برای دوران کودکی شون!*
*ای دنیای امروز! می دونی که بدجوری به بچه ها بدهکاری؟!*
#ح_ص
#بچه_ها_و_جنگ
https://ble.ir/LookatEnd
https://eitaa.com/LookatEnd
خیلی احساس ضعف دارم. حس میکنم قبلاً قوی تر بودم. قبلاً یعنی کی؟ به بازه بارداری تا الان میرسم، هی قبل از تأهل و بعد از تأهل رو مرور میکنم. اصلأ من قوی بودم؟! رو چه حسابی میگی قوتی داشتی که الان نداری؟ اون موقع هم مسئولیت هایی در حد خودم داشتم، اما انگار همسرداری و خانه داری و فرزندپروری طاقت فرساتر از اون مسئولیتهای اجتماعی هست. قانع نمیشم!
هی با خودم گذشته و حال و اتفاقات رو بالا و پایین می کنم، تا بالاخره یکی از درون میگه «بسه آنقدر توی گذشته و الان سیر نکن. خب داری میگی احساس ضعف و ناتوانی میکنی برطرفش کن، پاشو. یاعلی.»
دوباره یکی از درون بهم میگه «با بچه و شوهر و خونه و این همه محدودیت خب طبیعیه احساس ضعف کنی، چون حس میکنی محدودی!» دوباره با خودم کلنجار میرم.
«میدونی، یه چیزی فراتر از اینهاست. الان توقع داری سیده زهرا کتاب دا باشی؟!»
میرم بین کتابهای دفاع مقدس، اصلأ الکی این همه کتاب خاطرات شهدا خوندیم که چی بشه؟! الان به دردمون نمیخوره! البته چندین سالی هست که سراغ این تیپ کتابها نمیرم! حوصله این شرح داستانهای همسران شهدا رو نداشته ام. واقعاً چه فایده داره که بخونی «با همسرش مهربان بود و در کارهای خانه به او کمک می کرد» خب به من چه؟ همسر منم ته مهربونی و عشق هست و غذا هم درست میکنه!
باز توی ذهنم کتابها رو مرور میکنم. توی ذهنم جستجو میکنم کدومشون یک ویژگی از اون رزمنده یا همسرش گفته که توی جنگ تونستن اثرگذار باشن؟ یادم میاد: *استمرار و مقاومت در کار*... *تمرکز در کاری که بهشون محول شده*...
یاد جذابیت فخری زاده می افتم؛ همه میتونستن روش حساب کنن. *مردم داری* چه چیز عجبیه. چقدر هم سخته. منم یک زمانی خیلی مردم دار بودم و می شد روم حساب باز کرد. اما از وقتی از همین دوستان چیزهای بیرحمانه شنیدم انگار سست شدم.
باز یکی از درون بهم میگه «نیتت خوب درست نبوده. مگه قصدت خدمت به خلق نبود؟ پس چی شد؟» خوب اونم اینکه با هر قصد و هدفی باید در مسیر انگیزه و تجدید قوا صورت بگیره وگرنه هر آدمی یه جایی خسته میشه و پا پس می کشه طبیعیه! این انگیزه برای ادامه دادن چیه؟ تعریف و تمجید مردم؟ نه بابا.
#میم_او
#واگویه_های_درونی
https://ble.ir/LookatEnd
https://eitaa.com/LookatEnd
1⃣👇
به ذهن سرکشم میگم «کجا داری میری؟ صبر کن. از این همه کتابهای شهدا چی یاد گرفتی؟ هیچی.»
تابستون ۵ سال پیش به این نتیجه رسیدم چقدر توقعم از شهدا بالا بوده. بعد یادم میاد یه بازنگری جدی نسبت به ویژگیهای همسر آینده ام در خواستگاری ها کردم. خنده ام می گیره؛ همه با خاطرات شهدا سخت پسند میشن، من سهل پسند شدم.
در حین همین واگویه ها چشمم خورد به یک قسمتی از بیانات حضرت آقا «افتخار البتّه به فداکارى است، و امکان فداکارى به آمادگى جسمى و روحى است.»
انگار دلم نمیخواد فداکاری و از خود گذشتگی کنم. فکر میکنم تنها کسایی که از خودگذشتگی میکنن هیچ بهره ای از هیچ چیزی نمیبرن! مث جانبازان دوران جنگ. اونها زندگی شون از بین رفت اما یک سری آدمهای دیگه خوردن و بردن. آه! چقدر این یک تیکه نوشته ام حال بهم زن شده! خوشم نمیاد از اینجوری فکر کردن و به زبون آوردن این حرفها. اما خوب تو روابط انسانی اینها رو متأسفانه دیدم و تجربه کردم.
دوباره واگویه درون میگه «ادا بازی هیچ وقت جواب نمیده. فداکاری و از خودگذشتگی اگر هم بخواد افتخار باشه باید پشتوانه داشته باشه، هرچقدر هم بگیم نیت اما آقا داره میگه دیگه تا آمادگی جسمی و روحی نباشه محقق نمیشه.»
آخ یاد کمردرد دیشب افتادم. چقدر دلم میخواد ورزش کنم، چقدر این امر خطیر رو عقب میندازم.
دوباره فکرم رو جمع می کنم. خب آره دیگه آمادگی روحی میخواد. با قدم های لاک پشتی ما معلومه آمادگی روحی نداریم. چی فکر کردی؟ مگه چقدر اهل نماز شب هستیم؟ یهو یاد حرف یه بنده خدایی افتادم که می گفت «توی انفجار خیابون شریعتی از صدای انفجار اول من و همکار هم رو بغل کردیم.» دو مرد حوالی سن ۳۵ و ۴۰ سال.
دوباره جستجو میکنم توی کتابهای شهدا. کدومشون از حال و حوالی روحی شون موقع انفجار، توی نبود اسلحه و امکانات، چیزی گفته بودن؟ از اضطراب و استرس پاسخگویی به مسئول بالا دستی، یا استرس کمبود آب و غذا و رو در رویی با نیرو و هزارتا مسئله دیگه.
یاد اردوهای تشکیلاتی بسیج افتادم. مخاطب، مسئولین، محتوا و غیره. چیزهایی که از کتابهای شهدا یادم میاد *توسل* بود. پیش خودم میگم «اصلا اونها درگیری های روحی و ذهنی ما رو داشتن؟ همه اش که توسل و نماز و اینها نمیشه! یه وقتایی دلت بالا و پایین میشه. مغزت هیچ راهکاری نداره. حوصله ات دیگه نمیکشه. هیچ کس از حال روحی اش در این مواقع نمیگه. *آمادگی روحی* یعنی چی؟»
#میم_او
#واگویه_های_درونی
https://ble.ir/LookatEnd
https://eitaa.com/LookatEnd
2⃣👆
این روزها گویا با مهاجرین افغانستانی، حتی از نوع قانونی، خوب رفتار نمیشود! حواسمان باشد که امام سجاد(ع) فرمود: یا بُنَی ایاک و ظُلمَ من لایَجد علیکَ ناصرا الّا الله
فرزندم، بپرهیز از ستم بر کسی که یاوری جز خدا ندارد.
@afghansecondgen
https://ble.ir/LookatEnd
https://eitaa.com/LookatEnd
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتی تو دهه اوج نزدیکی شاه آمریکاییها برنامه تجزیه ایران را داشتهاند حتی بدون در نظرگرفتن مسائل با اسرائیل کنونی.
✅ خاطره استاد آمریکایی از جلسه ژنرالهای آمریکایی برای تجزیه ایران به ۶ کشور
برنامه ژنرالهای آمریکایی در دهه ۷۰ تجزیه ایران بود. در نگاه این افراد کنترل نفت خاورمیانه بدون کنترل کشور بزرگی مثل ایران غیر ممکن بود و کنترل کامل ایران با جمعیت فعلی سخت بود.
#مایکل_هادسون
#تجزیه_ایران
https://ble.ir/LookatEnd
https://eitaa.com/LookatEnd