eitaa logo
اتاق زیرشیروونی
68 دنبال‌کننده
445 عکس
100 ویدیو
0 فایل
موسیقی سکوت صدایی شنیدنی‌ست. / بگذار گفت‌وگو به زبان هنر شود. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4gdyxya&btn=هین.سخن.تازه.بگو.تا.دو.جهان.تازه.شود
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کاستِرا
سلام و صد سلام بر همه ی اعضای محترم✨ خیلی ناگهانی تصمیم گرفتم تقدیمی بدم 🤌 حالا این تقدیمی چجوریاست؟ 🤔 من دوتا عکس+یک متن به شما تقدیم میکنم. یک عکسش عکس خلاقانه از چشمه و اون یکی عکس با توجه به وایب متن انتخاب میشه. میتونید موضوعی که دوست دارید راجبش براتون بنویسم رو هم همراه با لینک کانال یا آیدی‌تون برام بفرستید. همون طوری که میدونم خودتونم به این بخش از ماجرا واقفید، اول این پست رو فور میکنید توی کانالتون اگرم که کانال ندارید هیچ اشکالی نداره و آیدی خودتون رو بفرستید به لینکی که در آخر قرار میگیره، فقط کافیه که عضو کانال باشید👇 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_mcacbez&btn=آوا و بله آیدی خودتون یا لینک کانالتونو به این لینک بفرستید👆 لینک خود این کانال: @The_sound_of_paper
خودشاخ پنداران
هدایت شده از Tweety
امتحان یه چیز ساختگی و بی‌معنیه که شرکتای سریال سازی ساختن تا سریالاشون دیده شه.
دلم کلمه می‌خواد. خروار خروار، جلد جلد، دسته دسته، مشت مشت. پاراگراف‌های طولانی، ازینا که بدون فکر می‌نویسی و خودتو تخیله می‌کنی و اتفاقاً چرت و پرت از آب در نمیاد. انتخاب کلمه معمولاً واسه من خیلی سخته، می‌رم می‌گردم از بین هزار مترادف و متضاد یه چیزی پیدا می‌کنم. بقیه نه؛ فرت و فرت می‌نویسن تهشم کلی آفرین و مرحبا نصیبشون می‌شه. یه مشکلی که هست، دیدید چقدر جملات شبیه استوری اینستا شدن؟ بعضی وقتا می‌بینی طرف دیگه از خودش حرفی نداره «تو بابات پشتته من کوله پشتیم پشتمه» الان می‌تونم همینو به ترند بازی ربط بدم چون همه دارن شبیه به هم رفتار می‌کنن، جنابان که مستحضر هستید. ترند رو می‌گفتم یا کلمه رو؟ بگذریم. کتاب می‌خوام به مقدار انبوه، فرمول های ریاضی و فیزیک به مقدار انبوه اجازه‌ی کتاب دست گرفتن نمی‌دن بهم. خیلی کلیشه‌ای دارم حرف می‌زنم؟
حتی سبک نوشتنم هم شبیه این و اونه
قابیل هم از کلاغ تقلید کرد، ما نکنیم؟
هدایت شده از کاستِرا
امید. امید را زندگی متولد کرده است و در قنداق پیچیده و در قلب انسان ها در گهواره گذاشته است. انسان قد می کشد و امید هم با او رشد می‌کند. امید بعضی ها طلایی رنگ است؛ آدم را به اوج می‌رساند. برایشان پلکان می‌شود و هر روز نگاهِ روشن تری را به آنها هدیه می‌دهد. دیدگاه درخشانی که ارزش برخواستن دارد. امید بعضی ها زرد کمرنگ است. وقتی همه جا تاریک می‌شود، به چشم می آید و آدم را به سمت خود می‌کشاند. اما وقتی هوا روشن است و خورشید در میانه ی آسمان، جوری محو می‌شود که انگار هیچوقت نبوده است. امید بعضی ها هم خاکستری است. امید خاکستری، همچون فردایی‌ست که هیچوقت نمی‌آید ولی امید داری که بیاید. امید داری که فردی که رفته برگردد، ته قلبت می‌دانی نمی آید اما میگذاری امید واهی بر روی ذهنت سرپوش بگذارد. امید خاکستری همان نور کمرنگی است که زورش نمی‌رسد راهت را روشن کند. زورش به تاریکی نمی‌رسد، چون خودش هم گرفتار تاریکی شده است. کنار امیدم می‌نشینم. در چشمانش می‌نگرم و دروغش را باور می‌کنم. می‌گذارم باز هم بر روی چشمانم چشم‌بند بگذارد. چشمانم را بر روی همه چیز می‌بندم و از دریچه ی او دنیا را می‌نگرم. دریچه ای که می‌دانم فقط توهمِ یک رویا را نشانم می‌دهد. از طرف: @The_sound_of_paper تقدیم به: @LostNoteBook