وقتی از او پرسیدند :
چگونه در میان آن همه شلوغی او را پیدا کردی ؟
گفت : کدام شلوغی ؟
من که غیر از او کسی را ندیدم...
ای در دل من، میل و تمنا، همه ی تو!
وندر سر من، مایه سودا، همه ی تو!
هر چند به روزگار در مینگرم
امروز همه تویی و فردا همه تو :)