eitaa logo
دانلود
و به او نگاه میکردم به لب هایی که می دانستم برای بوسیدن آن زاده شده‌ام و با خود می اندیشیدم که پیش از نفس کشیدن آن لب ها چگونه زنده بودم! به خاطر نمی‌آوردم...من،هیچ یک از روزهایم بدون او را به یاد نداشتم زیرا پس از بوسیدنش،از لب های او زاده شدم برای نخستین بار.
میدانی ... عشق تفاوت بسیاری با گناه ندارد. همان لحظه که چشمانت را دیدم و خیال در آغوش گرفتنت به سرم زد فهمیدم که دیگر مرد خدا نیستم ...
تو ناشناس بگین که از کدوم محتوای کانال خوشتون میاد بیشتر بزارم 🌱
زیبا ترین چشم ها، بیشترین اشک هارو ریختن....!🦋
گرچه این شهر شلوغ ولی باور کن آنچنان جای تو خالیست صدا میپیچد :)!!
مشکی برام رنگ ِ خیلی حوصله سر بَری بود؛ تا اینکه چشمای اونو دیدم .