زیر #لب خطاب به لیلا می گوید:
آخه من چی کار کنم با #تو؟
مثل بچه هایی که منتظرِ پخت کیک مانده اند و عطر آن #مست و مدهوش شان کرده خیره ی لیلا می شود و پلک نمی زند.
احسان-کاش بچه مونده بودی لیلا!
کاش بودم و قد کشیدن و خانوم شدنت رو می دیدم عزیزِ #قلبم!
دست هایش برای جلو رفتن تقلا می کنند، او اما آمده بود اصلا که نماز بخواند مثلا!
جانمازش را از جیب کوله اش بیرون می کشد و قامت می بندد.
شاید اصلا باید نماز #توبه می خواند از این ماجرا ها.
احسان که اهل این حرف ها نبود! اما حالا تقدیر او را به اینجا رسانده بود.
بعد هم همان جا روی تخت در خودش جمع می شود.
صبح با دستی که زیر سرش بود و حالا درد گرفته بود کمی لای چشم هایش را باز می کند.
با دیدن پارچه #سیاهی که رویش بود بیشتر چشم هایش را باز می کند تا بتواند آن را تشخیص دهد.
#خدای من!
چه می دید؟!
#چادر لیلا بود؟
.
https://eitaa.com/joinchat/948961515C21e864fc2f
https://eitaa.com/joinchat/948961515C21e864fc2f
_
اگه از رمانای تکراری خسته شدی اینجا واسه خودته! 🙃
پسرعموی دختره سالها عاشقش بود اما با یه تهمت از سمت خونواده طرد میشه و حالا بعد از چند سال بخاطر اتفاقاتی که پیش اومده مجبور به فرار میشن!😑
و بعد ها سر در میارن از جایی که هیچ وقت فکرش رو نمیکردن🔞!
اگه از رمان های تکراری خسته شدی و دلت یه عاشقانه ی متفاوت و جدید میخواد #یاقوتسرخگونههایش واسه توعه!
https://eitaa.com/joinchat/948961515C21e864fc2f
بی سروصدا جوین شو 🤫♨️
آیتکینروایتزندگیآیتکدخترهجوونی
کهاسیرعمارتخانیخلیلزادههامیشهو😱😰..
https://eitaa.com/joinchat/2836268072C24210e2b22
پارساخلیلزادهمالکبزرگترینهلدینگ
خاورمیانهعاشقآیتکیکتادختریمیشهکه
همسندخترشویهشببالاخرهاونرو
گیرشمیاندازهوبهشتــعـ//ـرضمیکنه😱❌❌..
https://eitaa.com/joinchat/2836268072C24210e2b22
آغل قوقولی هاپو جر خورده از بس تقدیمی داده دیگه قول داده این آخریشه(زر مفت)
خب این تقدیمی اینجوریه که شما اول عضو آغل میشید و این پیامو فور میدید توی چنلتون و لینکتون رو میدید دست بابا خفتگیر و اونم تگتونو میکنه تو گونی میاد میده به من منم چنلتون رو تبدیل به یه شهر میکنم🙂🎀
یه سری نکته رو حتما توجه کن!!!!!!!!
۱.اگه میخوای لف بدی اوکی ولی بعد از اینکه تقدیمی تو تحویل دادم
۲.لینک خالص چنلتو بفرست با @ نفرست
۳.کنار تگت هیچی نفرست چون موقع زدن تقدیمی باعث اذیت میشه...اگه دوست داری لینک چنلتو کامل بفرست بعد در قالب یک پیام دیگه بیا صحبت کن.
۴.صبر کن!!
ظرفیت فقط و فقط ۴۰ چنله پس سریع تگتو بده که جا نمونی
تقدیمی رو هم وقتی میدم که آغل ۱۵۰ تایی بشه!
#یاقوتِسرخِگونههایش
#قسمت202
عامر-خدیجه به خدا قسم که انجامش واسم سخت ترین کار دنیاست، به عشق مون قسم چاره ای ندارم!
عامر سر به زیر ی اندازد.
مرگ یک بار، شیون هم یک بار، تمام میگرد ماجرا را!
عامر-خدیجه همه چیز آمادست تا من این ماموریت رو تموم کنم!
استاد بهم گفته اگه سخت ترین رو همین اول کار انجام بدی و از پسش بر بیای بقیه کار ها و ماموریت ها واست مثل آب خوردنه!
خدیجه-خب.. خب چیه اون ماموریت؟
عامر-استاد گفته باید تو رو بکشم تا موانع جهاد رو بتونم به راحتی کنار بزنم!
چشمان خدیجه از تعجب گرد می شود.
دو قدم از همسرش فاصله می گیرد و می گوید:
چ.. چی میگی عامر؟... حالت خ.. خوبه؟
عامر از کمریِ لباس بلند عربی اش کلت کوچکی را بیرون می کشد و سمت خدیجه می گیرد.
خدیجه با ترس می گوید:
❌https://eitaa.com/joinchat/948961515C21e864fc2f❌
یه رمان جدید که کانال رو ترکوندههه!
جدید، تازه، غیرقابل پیشبینی و انتشار برای اولین بار♨️!
⛔️🔞عامر-ببخش خدیجه، ببخش!
و بعد اجازه ی دفاع به خدیجه را نمی دهد، چشمانش را می بندد تا چشمان ملتمس همسرش را نبیند و شلیک گلوله و جیغ خدیجه تنها صدایی ست که فضای خانه را پر می کند.
عامر چشمانش را باز می کند، سینه ی همسرش با شلیک گلوله شکافته شده و لباس عربی اش خیس شده بود!
https://eitaa.com/joinchat/948961515C21e864fc2f
#قسمت204
#یاقوتِسرخِگونههایش