دیدمت رفتی و داغت جگرم را سوزاند
فکر بی همسفری با تو ، سرم را سوزاند
منه گنجشک کجا ، جرات پروانه کجا ؟
خواستم گرم بشوم ، شعله پرم را سوزاند ..
دارم نزدیک میشم به روزی که برا خودم کنار گذاشتم ، کنار ذهنم گذاشتم و سنجاقش کردم .
نزدیک به یک سال شده .
روزی که سعی کردم یه آدم دیگه بشم ، خوشحال تر باشم ، آروم تر باشم و سر به زیر تر .
نمیدونم چقدر موفق بودم ، چقدر تونستم خودمو جمع کنم اما میدونم خیلی اذیت شدم ، تو همین روند پیر شدم و فرسایشش خیلی برام زیاد بود .
امیدوارم واقعا ارزشش و داشته باشه و بتونم اون تغییر مد نظرمو به تحقق رسونده باشم .