پرایوت یهداغون ِمحترم "
شاهکار .😭
کی میدونه دوباره کربلا میره ؟
کی میدونه دوباره میزنه سینه؟
پرایوت یهداغون ِمحترم "
بعد سالیان سال ، ساعت ۶ بیدار شدمو
اول با یع چای تازه تو باغ شروع شد .🤡🤍
هدایت شده از فاطيـماه | ꜰᴀᴛɪᴍᴀʜ
تو از کنارم رد شدي ُ جانم به دکمه پیراهنت گیر کرد /:
تو خیره کننده بودی، برای منی که از نگاه کردن به آدما متنفر بودم.