- مَتروح .
شما هم قبول دارید قدیمیا خیلی قشنگ و خوش وایب هستند ؟ اصلا مهم نیست چی باشه فقط وصله قدیمی بودن بهش بچسبه قشنگ میشه ؛ خونه های کاهگلی قدیمی انقدر در تصرف آرامش و محبت بودند که خانه های چندصدمیلیاری و لوکس ِالآن چنین آپشنی نداره . آدم های ِقدیمی انقدر تو رو بلدن و خوب میشناسند که آدمهای جدید از این مِلاك به دور هستند . عشق های قدیمی انقدر واقعی و راست بود که واقعا عشق بود ولی حالا اسم هر حس و حالی ُعشق میگذارند . قدیمیها زندگی را بلد بودند نه میکشتند و نه حراجش میکردند ؛ فقط نگهش میداشتند قدیمیها چیزی را قشنگتر از واقعیت بلد نبودند . همین بود که یادشان ماند نه فقط خاطرهشان . از قدیمی بودن حرف نزدم از یك طرز بودن حرف میزنم . درست مثل همان حس ِگرم قدیم که انگار هنوز از بین درختان ميآید : ))) .
- نویسنده دهه هشتادی .
- مَتروح .
هرچیزی را ترند کردیم الا آن که باید !
واقعیتش مارك ؛ لباس ؛ رفتار ؛ اخلاق ؛ چه درست و چه اشتباه ُترند کردیم الا اینکه دعای عهد خواندن ترند بشه . سعی کردیم برای ِهرکس و هرچیزی وقت بزاریم الا اماممون . برای ِهمه وقت گذاشتیم ولی برای ِاونی که ریسمان ِنجات ما از منجلاب گناه ِوقت نداشتیم . ای کاش ما از کسانی باشیم که منتظر بودن ؛ دعای عهد خواندن ؛ هرجمعه جمکران رفتن و به یاد امام زمان بودن ُترند کنیم . ظهور در یك لحظه اتفاق میفته ولی من ُشما نمیتونیم در یك لحظه خودمون ُدرست کنیم و این درست کردن نیاز به سالها تلاش داره و چه بهتر که از همین الآن آغاز کنیم : ))) .
- اینبار از قاب ِفرش فیروزهای جمکران .
- نویسنده دهه هشتادی .
- مَتروح .
رنج کلمه خیلی مقدسی ِ؛ ما آمدیم این دنیا که رنج بکشیم . اگر رنجی نباشه پس چطوری روحمون رشد کنه و بزرگ بشه ؟! . یك سری چیزها در این دنیا هستند که باعث میشن رنج کشیدن کمتر بشه و ما کمتر رنج های زندگی حس کنیم . وقتی قرآن ُباز میکنی و میخوانی اصلا انگار وارد یك دنیای دیگه شدی . آرامشی که قرآن خوندن داره مثل تنفس در هوای آفتابی ِپس از بارون ِ؛ مثل ذوق کردن برای رسیدن به آدم مورد علاقته . بیایید با قرآن رفیق بشیم تا حال ِدلامون خوب بشه : ))) .
- نویسنده ای از نسل هشتاد .
- مَتروح .
زندگی هنوز قشنگی های ِخودشو داره . گاهی اوقات لازم ِدیدمون ُنسبت به دنیا تغییر بدیم . اگر از زاویهای این دنیا رو پیش ِچشمات به تماشا گذاشتی و اذیت شدی . اینبار از زاویه ی ِدیگری به دنیا نگاه کن . به این فکر کن که این زندگی ماندگار نیست پس بزار خوش بگذره بهت . سختش نکن . زندگی اون قدرها هم سخت نیست . فقط باید زاویه دیدت ُتغییر بدی . مثلا خوردن یك لیوان شکلات داغ بعد از درس خواندن یا کار سنگین ُچاشنی زندگیت کن ؛ فقط خواستم بگم زندگی ُاز زاویه ای ببین که دنیا برات قابل تحمل و دوست داشتنی تر باشه و نزار سختی و مشقت دنیا اذیتت کنه و مانع نفس کشیدنت بشه : )))) .
- اینبار از قاب ِمیز کنکور و آزمون .
- نویسنده ِدهه هشتادی .