- مَتروح .
اولین دوچرخهای که سوار شدیم ؛ با هزار بار زمین خوردن یاد گرفتیم تعادل یعنی چی . اون موقع فکر میکردیم شجاعت یعنی نترسیدن . الان فهمیدیم شجاعت یعنی با زانوهای زخمی ؛ باز هم پا روی رکاب گذاشتن و ادامه دادن . زمین هنوز همون قدر لیز ِ. ولی ما همون بچهایم که بلد بود بعد از گریه دوباره بخنده . پس هنوز هم با گریه ؛ با خستگی ؛ ادامه میدیم . اونقدر ادامه میدیم تا به اهداف و خواسته هامون برسیم .
- مَتروح .
بیایید یاد بگیریم "بگذریم" و "رد شیم" ؛ بگذریم از آدمهایی که تفکرات مسموم دارند ؛ بگذریم از آدمهایی که نا امیدند ؛ بگذریم از حسودها ؛ بگذریم از کسایی که سرشون در زندگی ِدیگران میچرخ ِ؛ بگذریم از آدمهایی که سراسر انرژی ِمنفی تزریق میکنند ؛ و بیایید یاد بگیریم "دستبگیریم" و "همراهباشیم" ؛ همراه ِآدمهایی که فقط نیازمند یك تلنگر هستند ؛ آدمهایی که زندگی باهاشون بد تاکرده ؛ آدمهایی که به دست ِیاری ُکمک کننده ِتو محتاجاند؛ رهگذر ِآدمهایی که نیازمند همراه هستند نباشیم : )))))))))*
- مَتروح .
قوی تر از اونی هستیم که با یك نسيم ِغم له بشیم و نتونیم ادامه بدیم ؛ قوی تر از تندبادها ُگربادها ُبرف ُبارون های ِ ِزندگی هستیم ؛ قوی تر از اونی هستیم که غمزده بشینیم یك گوشه ُبه غمهامون نگاه کنیم ؛ قویتر از اونی هستیم که هر روز به یك روند زندگیمون بگذره ؛ آره بابا ما خیلی قویتر از غم ها هستیم : ))))))))