آقای علیرضا بخشی،
‹ دوستِ عزیزِ › آقای ما
شما زندگی رو بردی..
و آرزوی مارو زندگی میکنی : )))
مــۀ.
تو را خبر ز دلِ بیقرار من نرسید چه عاشقانه دلم، بیصدا گرفتار است ..
تو بیخبر ز من و من گرفتار توام
چه ساده دل سپردم، چه سخت تنها شدم..