eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
2.9هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
⚫️ اطلاعیه درگذشت مرحوم مغفور حاج رحمت الله جعفری پور @aliabadkhabar
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بدون تعارف با خانواده‌ای که خودروی آن‌ها مورد حمله صهیونیست‌ها قرار گرفت و یک مادر باردار به شهادت رسید https://eitaa.com/ywhyazdnews
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فقط یک دقیقه این ویدیو رو ببین ؛ و به هیچ چیز دیگه ای فکر نکن ! ┈••✾•🌼•✾••┈ کانال با حال "یزد زیبا" 🆔 @yazdezibaa
مولا حضرت على علیه السلام فرمودند: و از دشمنت بعد از آن که از در صلح و آشتى درآمد سخت بترس, زیرا او چه بسا بوسیله صلح نزدیک مى شود تا از شیوه غافلگیرى استفاده کند, پس احتیاط و دقت را پیشه کن و در چنین مواردى زود باور و خوش گمان مباش. 📚نهج البلاغه, نامه ۵۳ 🆔@MEJRi403
🔴صداوسیما: محمد رضا صدیقی، دانشمند هسته‌ای، سحرگاه امروز پیش از شروع آتش‌بس، در حملات اسرائیل ترور شد @farhangian120
329.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️واکنش یک کانال خبری فلسطینی به خبر آتش‌بس با انتشار این ویدئو 🔹"خداحافظ هایپرسونیک، امیدواریم به زودی دوباره تو را ببینیم. صحنه‌ای که به آنها حمله کردی فوق‌العاده بود، دوست من!" اخبار لحظه‌ای جنگ اسرائیل 👇 @khabarNaeinkhoorbiyabanak @khabarNaeinkhoorbiyabanak بزرگترین کانال شرق اصفهانی ها 👆
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗯به یاد تمام سرداران، دانشمندان و مردم غیرنظامی که به شهادت رسیدند ...روحشان شاد تسلیت به خانواده هاشون دستگیر و دعا گوی ما باشند از آن دنیا🤲 🆔@MEJRi403
23.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 وقتی از هوش مصنوعی میپرسی چرا یزدی ها ساعت ۳ و نیم صبح روضه برگزار می‌کنند ؟! 🇮🇷 جدیدترین اخبار نبرد ایران و رژیم صهیونیستی 👇🏻 @khabare_yazd
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلاس زبان حاج محمود کریمی😁✋ 🆔@MEJRi403
🔸 جناب علی اکبر عابدی 📗پرفسورحسابی نقل می کند: در سالهای پیش از انقلاب در یکی از روستاهای نیشابور مشغول گذراندن دوران خدمت سربازی در سپاه بهداشت بودم. یکی از روزها سوار بر ماشین لندرور به همراه دکتر درمانگاه از جاده ای میگذشتیم که دیدم یک چوپان از دور چوبدستش را تکان میداد و به سمت ما میدوید، در آن منطقه مردم ماشین درمانگاه را می شناختند، ماشین را نگه داشتیم، چوپان به ما رسید ونفس نفس زنان و با لهجه ای روستایی گفت آقای دکتر مادرم سه روزه بیماره… به اشاره ما درب عقب لندرور را باز کرد و رفت عقب ماشین نشست… در بین راه چوپان گفت که دیشب از تهران با هواپیما به فرودگاه مشهد آمده و صبح به روستایشان رسیده و دیده مادرش مریض است… من و دکتر زیر چشمی به هم نگاه کردیم و از روی تمسخر خنده مرموزانه کردیم و به هم گفتیم: چوپونه برای اینکه به مادرش برسیم برای خودش کلاس میذاره… به خانه چوپان رسیدیم و دیدیم پیرزنی در بستر خوابیده بود، دکتر معاینه کرد وگفت سرما خوردگی دارد دارو و آمپول دادیم و یکدفعه دیگر هم سر زدیم و پیرزن خوب شد… دو سه ماه از این جریان گذشت و ما فراموش کردیم… یک روز دیدیم یک تقدیرنامه از طرف وزیر بهداری آن زمان آمده بود و در آن از اینکه مادر پروفسور اعتمادی، استاد برجسته دانشگاه پلی تکنیک تهران معالجه نموده اید، تشکر میکنیم… من و دکتر، هاج واج ماندیم، و گفتیم مادر کدام پروفسور را ما درمان کرده ایم؟ تا یادمان به گفته های چوپان و معالجه مادرش افتادیم… با عجله به اتفاق دکتر در خانه پیرزن رفتیم، واز او پرسیدیم مادر کدام پسرت استاد و پروفسور است؟ پیرزن گفت همانکه آن روز با شما بود… پسرم هروقت به اینجا میاید، لباس چوپانی میپوشد و با زبان محلی صحبت میکند… من و دکتر شرمنده شدیم و من از آن روز با خودم عهد کردم، هیچکس را دست کم نگیرم! و از اصل و خاک و ریشه خودم فرار نکنم... ‌ ‌ ‌---✿❀🍃🌸🌺🌸🍃❀✿--- 🌺 در ایتا به ما بپیوندید :👇👇 🆔 @chantehh