مِجری🏴🏴🏴
#جواب پرسش و پاسخ #عرفانی خب بپردازیم به جواب پرسش و پاسخ شعر و داستان نهفته در ان «به ذره گَر نَظ
✍🏻ممنون از همراهی شما عزیزان
البته این داستان به صور وروایات متعدد بیان شده است.
واکر به علامه گوگل سر زده باشید😁
این داستان از زبان طلبه ای در نجف که فقیری ونداری به او فشار میاره وبه حرم آقا امیر المومنین میره واعتراض به بارگاه ولوسترهای گرانقیمت حرم می کنه ودر خواب حضرت اورا به آدرسی در هند ارجاع میدن وبیت دوم شعر را به او یاد می دهند واو به امر حضرت عمل می کنه.
# تمام جوابهای ارسالی این داستان را برامون ارسال کردندهرچند جواب درست و مورد نظر ما نبود اما
ما به احترام شما عزیزان پذیرفتیم وهمگی در قرعه کشی شرکت داده شديد
ممنونم از همگی
🆔@MEJRi403
✍هفتاد سال پیش همه اسب داشتند
اما آدم های پولدار ماشین داشتند
الان همه ماشین دارند اما پولدارها اسب دارند
سی سال پیش هر کی شهرنشین بود پولدار بود
سی سال پیش هر کی روستانشین بود، فقیر بود
اما الان آدم های پولدار باغ و باغچه می خرند و بهش می گویند ویلا
یک زمانی بود هر کس خونه اش رو لوله کشی گاز می کرد به همه فخر می فروخت
الان هر کی میتونه یک چای ذغالی پیدا کنه بخوره زود عکسشو رو استوری می کند
یک زمانی بود هرکس با لباس محلی در جامعه می گشت بهش می گفتیم اُمُل
الان اجاره یک شب همان لباس محلی چند میلیون است
یک زمانی بود اگر یک پدری برای دخترش تو باغ خودش عروسی می گرفت
می گفتن با گدایی داره دخترش رو شوهر میده
اما الان لاکچری ترین عروسی ها تو باغچه ها برگزار میشود.
*دنیا به همین سرعت رنگ عوض میکنه
مواظب رنگ های دنیایی باشیم که بی ارزش و زود گذر
و بهترین رنگ رنگ خدایی است
شبتون خدایی وپرستاره✨✨✨
🆔@MEJRi403
#شهید سید کاظم حسینی
#اِسفنگ
#خاطره:
یکی از اطرافیانما تعریف می کردند هروقت از مسیر اسفنگ رد می شدیم رو به مزار شهید فاتحه می خوندم حین حرکت ماشین.
یبار سرگرم کاری بودم وغافل شدم اونروز فاتحه بخونم.
شب خواب دیدم در همون مسیرم وجوانی کنار جاده رو کرد به من وگفت چرا امروز بهم سلامنکردی؟؟!!!.
گفت از خواب که بیدارشدم وبعد که تصویر شهید را دیدم متوجه شدم اون جوان که در خواب دیده بودم ،، شهید سید کاظم حسینی بود.
شادی ارواح مطهر شهدا صلوات🌷
🆔@MEJRi403