eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2.8هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
# گویش محلی چالش امشب: کُلُمبَتینیگِه این واژه بومی را معنی کنید😅 فارسیه😂😂😂 نه روسی هست نه آلمانی🤒 ارسالی خانم پورجنایی: این واژه به معنی خیلی بزرگ یا گُنده می باشد ومترادف با کلمه ی لُکُ چُمبه است جالبه اینطور برامون نوشتن 😂 : Loko chombe ممنونیم خانم پورجنایی 🙏 ارسالی جناب آقای علی پور ابراهیمی: با عرض سلام و ادب و احترام ممنون از کانال پر محتوا و جذابتون بویژه برای ما جلگه ایها. در رابطه با معنی واژه کلمبتین ؛ باید عرض کنم که بیشتر به معنی اتاق کوچکی که در جایی (مثلا صحرا)ساخته میشده میباشد و البته اگر کسی خانه ای داشته باشه و از او در رابطه با این مورد سؤال بشه می‌تونه به حالت متواضعانه در جواب بگه یه کلمبتینویی داریم.کلمبتینیگه به معنی اتاق بزرگ هست که بصورت تکی در جایی میساختند. احتمالا از کلبه می آید ممنون جالب بود👌👌👌 🆔@MEJRi403
ادامه واژه آموزی بومی روزهای اتی🙏
سری که هیچ سر آمدن نداشت آمد بلند بود ولیکن بدن نداشت آمد بلند شد سر خود را به آسمان بخشید سری که بر تن خود خویشتن نداشت آمد ۱۳ دی سالروز شهادت سردار شجاع ایران تسلیت باد @ahmadabadfarda
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پدر نان داد. پدر نان، قیمت جان داد. 🆔@MEJRi403
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بنظر مردها روز مرد چه روزی هست 😂😂😂😂😂😂 با احترام به خانمهای فهیم وبا کمالات🙏 حق میگه ها حق 🆔@MEJRI403
38.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مدرسه ی شهدای کریم آباد پایه ی دوم آموزگار: سرکار خانم علیزاده ♦️قدر دانی دانش آموزان دومی از باباهاشون به روایت تصویری احساسی الهی سایه ی باباها مستدام وطول عمر با عزت نصیبشون بشه🤲🤲 🆔@MEJRi403
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارتباط زنده تلویزیونی حسین فلاح مسئول ستادعتبات عالیات شهرستان بهاباد با شبکه اول سیما در رابطه با بافت فرش دستباف توسط بانوان روستاهای بخش آسفیچ ومرکزی شهرستان بهاباد @Asfich_news 🆔@MEJRi403
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وافسانه ی قدیمی مربوط به مناطق روستایی کرمان چوپان نی زن ودختر کدخدا گلُ گیس (گیسه گل) 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
جالب همراه با شعر از مصاحبت با یکی از اهالی: بومی منطقه : از قدیم حکایت از مردی می کردند بنام حُسِینا گویند این فرد بسیار شجاع بوده اما یاغی و ملت به دنبال کشتن وی بودند تا از دست نا امنی هایش خلاص شوند از قضا حسینا عاشق بوده ونامزدش او را بسیار دوست می داشته. حسینا به مجلسی دعوت میشه که نقشه ی قتل حسینا در آن مجلس ریخته شده بود پس ملتی که او را دعوت کرده بودند این چنین می خوندند: حسینا گله در دام است تو بنشین پنیروشیر فراوان است تو بنشین دو تا قوچ های سیاه سردار گله برای چاشت میهمان است تو بنشین در این زمان نامزد ومعشوقه ی حسینا به حسینا پیغام می فرسته که: حسینا گله در دام است تو بگریز پنیر وشیر فراوان است تو بگریز دوتا شمشیر در زهر آلود برای قصد جان است تو بگریز 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
#✍🏻 درمورد حُسِینا: در پستهای دیروز از فردي شجاع بنام حسینا نام بردیم تحقیق کردیم ودرموتورهای جستجو گر (گوگل) به اطلاعاتی دست یافتیم: منظومه ی حسینا وداستان شجاعت وودلدادگی او به دختری بنام دلارام از قدیم بین روستاییان گفته می شده وهرکدام به صوری حکایت حسینا را بیان می کردند ودوبیتی هاي حسینا در اکثر روستاها بخصوص روستاییان بخش مرکزی ایران وخراسان رواج داشته است: آنچه در گوگل یافتیم:👇👇👇 ✅ آوازۀ دلدادگی میان او و دختری به نام دلارام و سرگشتگی و شیدایی وی، به جنوب خراسان گذشته و آبادی‌های دور دست و دور از هم کرانۀ شوره‌زار مرکزی را درنوردیده است و به روستاهای پیرامون سپاهان رسیده و دوبیتی‌هایش در این نواحی پراکنده برجای مانده است. داستان حسینا را با اختلاف روایت در اردستان، اردکان، خور و بیابانک، سبزوار، بیرجند و کوهپایه‌های اصفهان از زبان سالخوردگان می‌توان شنید و دوبیتی‌های او را گرد آورد. از آن جمله است : ✍🏻 بخشی از دوبیتی‌های حسینا : حسینا می‌دوید ،من می‌دویدم      حسینا می‌نشست ، من می‌رسیدم دو تا خال سیاه روی لبش بود           حسینا می‌فروخت ، من می‌خریدم 🆔@MEJRi403