eitaa logo
مِجری🏴🏴🏴
1.3هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2.8هزار ویدیو
33 فایل
مِجری به معنی صندوقچه ی آهنی یا چوبي قفل دار قدیمی با روکش مخمل است که کارکرد گاوصندوق هاي کنونی را داشت. "منطقه جلگه بهاباد یزد" راههای ارتباط با ما: خانم زینب صادقی آموزگار @Teachr84 خانم سهیلا صادقی احمد آباد @s_sadeqi1997
مشاهده در ایتا
دانلود
♦️مِدقه یا کدینو : سلام در کانال مجری عکس کدینو را دیدم بر آن شدم مطالبی ارسال کنم: نام کتابیِ کدینو ‌‌‌مِدقه است ابزاری که از جنس چوب‌ نجارها می ساختند ودارای تنه و یک دست بود معمولا سعی می‌شد تنه و دسته یک تکه باشد تا دسته محکم تر باشد و هنگام کوبیدن لباس لق ویا جدا نشود در گذشته شست‌وشو لباس و دیگر چیزی ها برسر جوی آب که به کشتخوان می رفت انجام‌ می شد البته برای این منظور در هر منطقه در طول مسیر جو محلی سقف دار روی جو می ساختند به نام رختشوی خانه که به اشتباه بعصی مردم آن را حوضخونه هم می گفتند که جوی آب از وسط آن رد می شد ودر دو طرف جو تخته سنگی های گذاشته بود که بر اثر شستشوی زیاد لباس روی آن صاف و صیقلی شده بود و هر کدام متعلق به یکی از دختران خانوار آن محدوده بود تا روزی که ازدواج می کرد همینکه خبر ازدواج او را زنان دیگر می شنیدند می گفتند الهی شکر که اینهم سامان گرفت و تخت سنگش از لب جو بر داشته شدو هنوز گاهی این عبارت بین پیر زنان گفته می‌شود یکی از این رختشوی خانه در کوچه تکر بود که درب آن داخل خانه حاج دایی من اسدالله عالمی باز می شد در این حوضخانه ها که سقف داشت زمستان از ریزش برف و باران و تابستان از گرمای آفتاب زنان و دختران در امان بودند و جای محفوظی بود که راحت می‌توانستند لباس بشورند چون از چشم نامحرم پنهان بودند و پای هیچ مردی به داخل آن نمی رسید و در ورودي آن هم پرده داشت چه هوای خنک و مرطوب دل انگیزی داشت مخصوصا ظهر گرم تابستان ( گاهی بعضی ازپیر مردها که از گرمای شدید تابستان آن سالها به
تنگ آمده بودند ویا نیاز به کمر شور داشتند و نداشتند پول حمامی بدهند با سرو صدا و اجازه گرفتن و خبر کردن در این محل تنی به آب روان جو می زدن ) هر دختر یا زنی لباسها را بعد از اینکه در آب جو می کشید ساعتی روی تخت سنگ خودش می گذاشت تا بخیسد و بعد مقداری اِشلوم روی آن و لابلای آن می پاشد وشروع به مالیدن لباسها می کرد به اصطلاح شروع به جل شستن می کرد و گاهی کمی با دست از داخل جو روی جل (لباس)آب می پاشید هرگاه لباس خیلی کثیف بود و یا سنگین و بزرگ مثل قبا و کت بود بعد از کمی مالش با کدینو روی آن می کوبیدند و هی آن را زیرور میکردند با مالش و کدینو(مِدقه) کوبیدن لباس کاملأ تمیز و براق می شد اِشلوم _:در قدیم که پودرهای لباس شویی شیمیایی امروز نبود برای شستشوی لباس از موادی به نام اشلوم که از یک بوته بیابانی شبیه جاز است بدست می آید و یا از گِل سفید رنگی به نام گِل رختشوی استفاده می کردند که از پودر های امروزی بسیار بهتر و زیان به لباس و بدن نمی زد هر دو این مواد طبیعی و ارگانیک است گِل رختشوی را قبلا بایست در ظرفی خیساند و موقع لباس شستن مثل صابون خيس خورده بود وبه راحتی لابلای لباس ها می مالیدن هردو این مواد بسیار کف می کند البته از کدینو برای شستشوی فرش و لحاف هم استفاده می شد همچنین چون دستگاه پوست کردن پسته نبود از کدینو برای پوست کردن پسته هم استفاده می‌شد وگاهی اگر نزاعی در خانه‌ای در می گرفت بایست کدینو را قایم(مخفی) کرد که دست فرد خشمگین نرسد والا آلت قتاله بود😁😭 ببخشید اگر به درازا کشید یاد باد آن روزگاران یاد باد ارادتمند شما عباس عالمی زاده بهابادی __بهاباد ممنون وسپاس جناب عالمی🙏 🆔@MEJRi403
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در کلاس عاشقی عباس غوغا میکند❣️ در دل هر عاشقی عباس ماوا میکند ❣️ هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین❣️ ثبت نامش را فقط عباس امضا میکند❣️ السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبَا الْفَضْلِ الْعَبّاسَ بْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ 🆔@MEJRi403
با انتشار خبر فوت رضا رویگری یاد کنیم از خاطره ایشان در سریال مختار نامه از زبان خودشان که در حسینه ستاد نیروی زمینی بیان کرد. وی گفت پلان برداشت مربوط به بردن حضرت علی اصغر به طرف میدان جنگ در کربلا بود. نوزاد سه ماهه ایی را که نقش ابا عبدالله الحسین را بازی می‌کرد، سوار بر اسب به صحنه فیلم برداری آوردند و تمام مراحل فیلم برداری هم زیر نظر همه عوامل سریال مو به مو و واو به واو کنترل می‌شد . موقعی که آقا ابا عبدالله قنداقه شیر خوار و جگر گوشه شان را به روی دست گرفت مقابل دشمن ، ظاهرا سایه ایی که قنداقه بر روی زمین ایجاد کرده بود، باعث شد تا اسب در یک آن رم کرده و نوزاد شش ماهه ( یا همان حضرت علی اصغر فرضی ) با رم کردن اسب به زمین افتاد و نوزاد جان به جان آفرین تسلیم کرد !! در این لحظه ،فیلم برداری قطع و گریه مادر بچه و بهم ریختن اوضاع در آن هنگام قیامتی بر پا شد . آقای رویگری می گفت : آقا سید همانجا روی زمین سجده ایی کردند که حدود ۲۰ دقیقه ایی طول کشید تمام دکترا و عوامل صحنه ، همه سرگردان و هاج و واج ماجرا .... بعد ۲۰ دقیقه صدای گریه نوزاد یا همان حضرت علی اصغر بلند شد و گریه شوق همه عوامل و هم همه و.... می گفت خودم در کنار سید میر باقری بودم که بعد از شنیدن گریه بچه سر از سجده برداشت و ذکر یا ابا عبدالله ممنونتم، با صدای بلند تمام فضای فیلم برداری را پر کرده بود. رویگری می گفت من که با میر باقری چندین سال هست که رابطه نزدیکی دارم از ایشان پرسیدم چی شد آقا سید؟؟؟ ایشان که تمام سجده را در حال گریه بودند وبا چشمان پر اشک گفت : در سجده ام به مولا و سرورم آقا عبدالله گفتم اگر این بچه را شفا ندهی از این فیلم و همه فیلم برداری ها را کامل کنار می گذارم و برای همیشه از این نوع فیلم ها کناره گیری میکنم. آقا و مولایم عنایت کرد و بچه مرده را به اذن خداوند بزرگ به پدر و مادر اش تحویل داد . ضمنا رویگری خدا بیامرز می گفت از وقتی این صحنه را با چشم خودم دیدم همه کار های بد ام را حتی سیگار کشیدن ام را هم کنار گذاشتم . خاطره ایی بود از آن خدا بیامرز روحش شاد و یادش گرامی باد •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• 🆔@MEJRi403
24.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 پیشنهاد میدم بهاباد پایتخت بشه 😊 فکر کنم برا مسئولین راحت تر باشه . ⭕️ توی این تصویر که مربوط به راهپیمائی ۲۲ دی ماه هست . امین آقای قاسمی جوون عزیز همشهری جناب ثابتی نماینده تهروون رو در مورد ارز و قوه قضائیه به استنطاق کشیده . به قوه قضائیه بگو در برخورد با مفسدان نترسد و قاطع باشد ---✿❀🍃🌸🌺🌸🍃❀✿--- 🌺 در ایتا به ما بپیوندید :👇👇 🆔 @chantehh
با سلام بابت فعال نبودن این چند روز از همراهان کانال پوزش می خواهیم. روزتون بخیر 🆔@MEJRi403
موضوع : عکس ومعرفی اشیاء وابزار و وسایل قدیمی آنچه تا کنون در کانال به اشتراک گذاشته شده
وسایل قدیمی رایج منطقه چراغ خوراک پزی پریموس اسم آدابیش فروموس اسم رایج منطقه 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
دستاس اسم آدابیشه و آشو اسم رایج منطقه نسل قدیم آسیاب 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
شماره ی یک سبدی که داخلش مشک را میذاشتن می گفتنش تَغیرچ شماره ی ۲ خُمره که کوزه ی گلی بزرگ با دهانه ی گشاد بود برای نگهداری مواد خوراکی شماره ی ۳ سینی مسی شماره‌ی چهار نام ابزاری در قالی بافی قدیم که قالی می بافتند بعداز هر رج دوتا نخ از بین تار عبور می دادند وروی اونو می کوبیدن یکی نخ ضخیم بنام پوتون یک نخ باریکتر بنام پو فیله آبی رنگ بود این دستگاه دستگاهی بود که کلو ییه پوفیله را مینداختن دورش وپوفیله بر می کدن حالا بر می کدن یعنی چی😂😂😂 یعنی کلویه پوفیله را می‌زدند رو دوسر چوب کوتاهی که راحت از بین پود در بره در بره یعنی چی کلویه ولش کنت همینقد بسه😂😂😂😂 شماره ی ۵ بهش می گفتند کِیل همون پیمانه 🆔@MEJRi403
هدایت شده از مِجری🏴🏴🏴
همشهریان این عکس دروازه ی قدیم احمدآباد وبچه هاي داخل کوچه آقایان محمدرضا کریمی رسول کریمی حمید کریمی ومجید کریمی هستند واون پیر مردباصفا سوار چهار پا مرحوم اکبر جنایی (اکبر حسینا) هستند روحشون شاد🤲 🆔@MEJRi403