_ بارها از او می پرسیدم که برایش چه جایگاهی دارم،به چشمانم زل میزد و می گفت تو برای من تک هستی!هرچه اصرار کردم بگوید چه حسی به من دارد گفت تو برایم با ارزشی!گفتم بگو که عاشقم هستی،همان گونه که من اعتراف کردم؛اما هر بار می گفت من هم همین طور!هیچ زمان نگفت دوستت دارم!
_هر فردی دوست دارد به خواسته هایش برسد.من نیز دوست داشتم به او برسم و این را بارها به او گفته بودم.فکر می کردم او نیز دوست دارد سهم من شود،اما دیدم...
_من با چشمان خویش دیدم که او دیگران را جایگزین من کرد و من برایش مردم.من برایش مردم اما او توقع داشت که تا ابد عشقش در من جاویدان باقی بماند'''
#دلوان