″رایحه″
میلهی زندان من هر موی مژگان تو بود ... من از این زندان برای خویش قصری ساختم
شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد
میتوان سوخت اگر امر بفرماید عشق ...
″رایحه″
شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد میتوان سوخت اگر امر بفرماید عشق ...
ما مشْقِ غمِ عشْقِ تو را خوش ننوشتیم
امّا تـو بکـِش خـط بـه خـطای همهی ما
-
″رایحه″
ما مشْقِ غمِ عشْقِ تو را خوش ننوشتیم امّا تـو بکـِش خـط بـه خـطای همهی ما -
گفته بودم بعد از این باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را...
″رایحه″
گفته بودم بعد از این باید فراموشش کنم دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را...
وقتی دلیل خواستی از من برای عشق
غیر از خود تو هیچ گواهی نیافتم
گفتی کسی پناه به دشمن نمیبرد
آری! ولی به جز تو پناهی نیافتم
-
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ابلیس بیا جنس امشبتم بدم تا خود صب بخندی😂
واااای ننه مُردممممم
وقتی از موتوریای لندن جنس بگیری نتیجش میشه این