″رایحه″
ولی حس و حال هیئت:))
ولی یکی از حسرتایی که به دلم موند این بود که کاش فقط یکبار پسر میشدم و تو هیئتا مردونه سینه زنی میکردم..
ولی اون...
اون تنها کسی بود که گذاشتم دفتر خاطراتم رو بخونه،
اون تنها کسی بود که برام آهنگ خوند و ویسش رو فرستاد،
اون تنها کسی بود که وقتی یه هفته ناراحت بودم؛با نگاه کردن به چشمام با وجود لبخند روی لبام فهمید ناراحتم،
اون تنها کسی بود که بهم نمی گفت کمتر حرف بزن،
اون تنها کسی بود که با کاراش ناراحتم نکرد،
برای همین عاشقش شدم و الان برام مثل خونوادمه...!
#دلوان