از طرفداران عثمان بود.
در جنگ جمل هم شرکت نکرده بود.
در صفین هم
با اکراه واجبار شرکت کرده بود.
امیرالمومنین علیهالسلام خطبه میخواند.
ناگهان از میان جمعیت برخاست.
به حضرت گفت:
به نظر شما این جنازه هایی که
در اطراف عایشه و طلحه و زبیر دیده میشود،
به چه دلیل کشته شدهاند؟!
حضرت فرمود:
به این دلیل که
شیعیان و کارگزاران مرا کشتند!
من از آنها خواستم که قاتلین
برادرانم را از میان آن گروه
به من تحویل دهند تا آنها را
به قصاص آن کشته ها برسانم؛
سپس کتاب خدا میان
من و آنها حاکم باشد،
اما آنان نپذیرفتند؛
و با این که هنوز بیعت من
و خون نزدیک به هزار نفر از شیعیانم
به گردن آنها بود،
به جنگ با من برخاستند؛
و من بدین خاطر آنها را کشتم.
_ تو در این موضوع تردیدی داری؟!
گفت: قبلا تردید داشتم اما الان
حق را شناختم و اشتباه آن گروه
برایم روشن شد.
الحق که تو هدایت یافته
و کار درستی...
علیحقومعالحق
| الامالیشیخ مفید،صفحه۱۲۸
و اما حق و باطل؛
"همیشه" وجود دارند،
و هر کدام، طرفدار خودشان را دارند...
_ حقمجسم، علیعلیهالسلام
غررالحکم،حدیث۳۳۳۳
بزرگترین عیب؟!
اینکه کسی را سرزنش کنی؛
به خاطر عیبی که،
خودت هم، آن را داری!
_ مولایمتقین، علیعلیهالسلام
بحارالانوار،ج۷۲،ص۴۹
حضرت سخن
بزرگترین عیب؟! اینکه کسی را سرزنش کنی؛ به خاطر عیبی که، خودت هم، آن را داری! _ مولایمتقین، علیعل
محمد بن حمیم به او گفت:
راستش مردم از خدا،
برای گناهانِ مردم ترسند،
و خود را از گناه خود در امان دانند...
میرسد!
وقتی حلقههای بلا تنگ گردد؛
آسودگی میرسد...
_ علیبنابیطالبعلیهالسلام
نهجالبلاغه،حکمت۳۵۱
آقا امیرالمؤمنینعلیهالسلام:
چقدر زنده به مُرده نزدیک است
برای پیوستن به آن؛
و چقدر دور است مرده از زندههایی
که از آنان جدا گشته.
نهجالبلاغه،خطبه۱۱۴
این ماجرای چاه،
و درد دل علیعلیهالسلام با آن؛
یعنی؛
او تنها ترین مَرد دوران خودش بود...
اولمظلوم
حضرت سخن
این ماجرای چاه، و درد دل علیعلیهالسلام با آن؛ یعنی؛ او تنها ترین مَرد دوران خودش بود... اولمظلوم
اگر از تنها شدن بترسی،
کارهای زیادی انجام میدهی؛
که هیچ کدام از وجود تو نشئت نگرفته است!
_ ریچارد براتیگان
[ تنهایی را برای خود هضم کنید،
تلخ است اما انسان، ذاتا تنهاست؛
حتی اغلب در جمع! ]
وحشی [قاتل حمزه علیهالسلام]
بعد از اسلام آوردنش
دربارهی چگونه کُشتن حمزه
توضیح داده است که:
من با سلاح تازه ای آشنا بودم،
و میخواستم این سلاح را
علیه علیﷺ یا حمزه به کار بگیرم.
مدتی در انتظار علیﷺ ایستادم
تا غافلگیرش کنم
و او را از پشت بزنم
اما او به تمام اطرافش نظر داشت،
و وسعت دید او،
اجازه نمیداد که او را غافلگیر کنم!
اما حمزه مانند تیری در لشگر دشمن
فرو میرفت و به راحتی
در جلوی من قرار میگرفت،
و این بود که به شهادت رسید...
این حقیقت را باید احساس کنیم
که عمق بدون وسعت، حاصلی ندارد؛
و خطرساز هم هست!
| عینصاد،آیههای سبز،ص۷۸
" کَرّار غَیر فَرّار"
از القاب اختصاصی اوست؛ به معنای:
حملهکنندهای که فرار نمیکند!
اعطای لقب کرار توسط پیامبر به او
زمانی بود که چند نفر نتوانستند،
پیروزی را در خیبر کسب کنند،
و از صحنهی جنگ فرار کردند!
تاریخ بنویسد و نوشت؛
که پشتِ مولای ما را
هیچکدام از دشمنانش در جنگ ندیدند...