هدایت شده از خبر فوری سراسری
✍میگویند کوروش گفت و "کوروش فرمود، راه انسانیت..."
اما یک سوال ساده که بیجواب مانده: سندش کجاست؟
کدام مورخ معتبر تایید کرده که این متن های حقوق بشری، واقعا کلام کوروش بوده؟
هیچ سند تاریخی قابل اعتماد وجود ندارد.
پس چرا اینقدر تبلیغ میکنند؟
چون ماجرا فقط تاریخ نیست، یک پروژه رسانهایست از اتاق فکر صهیونیستم.
سناریو اینست: جایگزین کردن "قال کوروش" به جای "قال صادق(ع)" و "قال باقر(ع)".
میخواهند آرام آرام جوان ایرانی را از سرچشمه وحی و معارف اهل بیت(ع)جدا کنند و به افسانهها و فتواهایی وصل کنند که نه پشتوانه شرعی دارد، نه عقلی، نه حتی تاریخی.
این نبرد، نبرد هویتست.
وقتی جوان به جای سلام بر حسین، سلام بر سنگنوشته بدهد، یعنی دشمن موفق شده او را از فرهنگ عاشورا جدا کند و به گذشتهای مشکوک پیوند بزند که تنها راه را، انسانیت معرفی میکند!
دشمن خوب میداند ایران امروز با خون شهدا و با پرچم یا حسین و ولایت اهل بیت، مقاوم ایستاده، نه با تخت جمشید و سنگنوشتههای بیربطش.
حالا میخواهد القا کند که عزت ایرانی در کوروشست، تا صدای عزت واقعی که اسلام و عاشوراست را مثلا خاموش کند.
ما به تاریخ و تمدن ایران افتخار میکنیم، اما فرقست میان افتخار به تاریخ و ساختن دین جعلی از تاریخ.
عزت این ملت در قرآنست، در عاشوراست، در خون شهدایش نهفته، نه در سنگ و سنگ نوشته ها.
هر کس غیر از این بگوید یا جاهلست یا مزدور پروژه ای که صهیونیستها طراحیاش کردهاند.
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این چادرسیات علم بی بی زینب
پیر مردی تمام عمرش را
بین بازاروکوچه سر می کرد
هرکسی بار در دکانش داشت
پیر افتاده را خبر می کرد
او که عمری برای نان حلال
گاری اش را به هر طرف می برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
روزی از کوچه که به خانه رسید
همسرش گفت: درد نان داریم
از بد حادثه همین امشب
نان نداریم و میهمان داریم
سال ها با غم تهی دستی
در خفایت اگرچه سر کردی
می رود ابرویمان امشب
دست خالی اگر تو برگردی
باز هم راهی خیابان شد
حجره ها را یکی یکی می دید
هیچ باری نمانده روی زمین
از نگاهش عذاب می بارید
گوشه ای بین کوچه و بازار
با خودش گفت کاش می مردم
خسته ام دیگر از همه از بس
حسرت عمر رفته را خوردم
در همین حال بر زمین خوابید
ناگهان کودکی صدایش کرد
پیر مرد خمیده حیران شد
گیوه را تا به تا که پایش کرد
گفت جانم مرا صدا کردی
زود تر عرضه کن که کارت چیست؟
مس، ملافه، گلیم ، یا قالی
حاضرم من بگو که بارت چیست
پسرک گفت پیش ان کوچه
روضهٔ هفتگی شده برپا
دیگ را از حیاط خانه ما
میتوانی بیاوری آقا؟
پیرمرد از جواب او جا خورد
دیگ نذری روضه را میدید
گاری اش را جلو عقب کرد و
به سیه روزی خودش خندید
یادش افتاد عهد دیرین را
روز اول که گاری اش را برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
پیر مردی که در دوراهی بود
این طرف دیگ نذری بی مزد
آن طرف خانواده اش محتاج
مرگ بر روزگار شادی دزد
دیگ را برد عقل او می گفت
مزد زحمت بگیر و عاقل باش
که در این روزگار جایز نیست
تنگدستی و کار بی پاداش
دل ولی حرف دیگری میزد
عهد دیرین بهانه دل بود
پیرمرد از دلش حمایت کرد
بس که این پیر خسته عاقل بود
دیگ را برد مبلغی نگرفت
دست خالی به خانه بر می گشت
پیر مرد شکسته و تنها
از گذشته شکسته تر می گشت
تا به خانه رسید از بازار
ناگهان مضطرب شد و حیران
پشت در کفش های بسیار و
داخل خانه مملو از مهمان
از لب پنجره نگاه انداخت
میوه های عجیب و رنگارنگ
عطر ناب برنج ایرانی
نالهٔ زعفران در هاونگ
همسرش که ز خانه بیرون رفت
دید مردش نشسته با حیرت
گفت از دست پر رسیدن تو
متحیر شدم خدا قوت
تا تو از خانمان برون رفتی
پیرمردی شریف و گاری کش
دم در آمد و صدایم زد
گفتم از پشت نرده فرمایش؟
بیقرارو شکسته چون مرغی
که پر و بال بر قفس می زد
عطش از چهر اش نمایان بود
تشنه بود و نفس نفس می زد
گفت این خوار و بار را داده است
مادری قد کمان و آزرده
ما بدهکار همسرت هستیم
دیگ نذری برایمان برده
هرکسی که ندارد عشق تورا
تازه فهمیده که نداری چیست
قصه کل عاشقان حسین😭
قصه پیرمرد گاریچی ست
رضا صمدیان
28.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سه شنبه های جمکرانی
با امام زمان(عجلالله) رفیق شو
🎤استاد عالی
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد
وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
هدایت شده از چالشها
28.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سه شنبه های جمکرانی
با امام زمان(عجلالله) رفیق شو
🎤استاد عالی
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد
وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
هدایت شده از کارگاه پژوهشی و درسی حوزه
روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود.
علت ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد:
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم.
جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.
سقراط گفت: چرا رنجیدی؟
مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.
سقراط پرسید: اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد.
آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟
مرد گفت: مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.
سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.
سقراط گفت: همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی.
آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟
و آیا کسی که رفتارش نا درست است، روانش بیمار نیست؟
اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟
بیماری فکری و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده.
بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است...
🗞 @Ancients ⏳
هدایت شده از چالشها
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برف بارید و خدا پاکی خود را به زمین هدیه کرد.💝
سفیدی پاکش، یادآور رحمتی بیکران است. 💕
هر دانه برف، دعوت به تازگی و پاک شدن است.❄️
خدایاسپاس برای این همه زیبایی و تازگی..🌨️
خدایاسپاس از این لحظات ناب که روح را سفید و صبور میکنی.☃️
هدایت شده از کارگاه پژوهشی و درسی حوزه
حوزه علمیه امام مهدی عجل الله فرجه اراک با همکاری معاونت پژوهش و دفتر پاسخکده استان مرکزی ، نشست علمی پژوهشی برگزار می نماید .
نشست اول
موضوع: ولایت فقیه در امتداد ولایت امام علی علیه السلام و شبهات غدیر
استاد: فاطمی
نشست دوم
موضوع: هوش و تفکر خلاق و نقش آن در پژوهش مسئله محور و شبهات پیرامونی
استاد: مرادی