مـُنجـِح ؛
و امروز ، ۸ ذی الحجه که حسین (ع) طواف کعبه را به جا آورد ، سعی بین صفا و مروه را انجام داد ، موهایش
مسلم بن عقیل ،
سفیرالحسین بود که به سمت کوفه رفت تا از پایبندی بر عهد و پیمان کوفیان اطلاعاتی کسب کند ؛ به پسرعمویش حسین(ع) نامه نوشت که به کوفه عزیمت کند ؛ اما امان از نماز مغربی که مسلم را تنها گذاشتند و فرار کردند .
هدایت شده از حرفهای بی مخاطب
با لطف شما هیچ شبی خواب نداریم
ای عشق! بفرما! شب عالی متعالی...
مـُنجـِح ؛
و امروز ، ۸ ذی الحجه که حسین (ع) طواف کعبه را به جا آورد ، سعی بین صفا و مروه را انجام داد ، موهایش
در هنگام حرکت کاروان حسین(ع)، عباس به منبر رفت ؛
و منبر او کعبه بود ؛ رویِ بامِ کعبه ، مولایش حسین را ستایش کرد ، یزید و یزیدیان را رسوا کرد ؛
خطاب به یزیدیان گفت که در همان دامی افتادند که قریش افتاد ؛ قریش قصد قتل پیامبر خدا را داشت و آنها قصد قتل نوه پیامبر را داشتند ؛
عباس گفت تا وقتی من زنده هستم به مقصودتان نخواهید رسید ؛ من را بکشید و گردنم را بزنید تا به مقصودتان برسید . . .