مـُنجـِح ؛
—
هنگامی که عطش به خیمه حسین غلبه کرد ، به همراه علمدارش به سمت فرات تاختند تا بتوانند برای کودکان آب فراهم کنند ؛ هر دو به همراه هم میجنگیدند ، حسین به سمت سیل بند فرات حرکت کرد که ناگهان فردی از قبیله بنی دارِم تیری به سمت گلوی سیدالشهدا پرتاب کرد ؛ حسین تیر را از گلویش در آورد و دستش را زیر گلو گرفت و پر خون شد ؛ سپس خون را پاشید و فرمود " خدايا ، به درگاهت شكايت ميكنم از آنچه با پسر دختر پيامبرت میكنند " ؛ در این حال لشکر دشمن ، عباس را از هر طرف محاصره کردند و او را از حسین جدا کردند ؛ عباس تنها رجز میخواند و میجنگید که حُکَیم بن طُفَیل از پشت نخل ها کمین کرد و دست راست عباس را قطع کرد ؛
پس از آن ، عباس شمشیر را به دست چپش داد و این رجز را خواند " والله إن قطعتموا یمینی ، انی اُحامی ابداً عن دینی " .
چندی بعد ، حکیم در پشت نخلی کمین کرد و دست چپ عباس را هم قطع کرد ؛ در این هنگام ، عباس بلند فریاد میزد "ای نفس ، از كفار نترس و در كنار پيامبر سرور و برگزيده خدا ، تو را به رحمت خداي جبّار مژده باد . آنان با ستمكاری ، دست چپ مرا قطع كردند ، پروردگارا ، آنان را به آتش وارد كن " و پس از این اتفاق ، حکیم با عمودی آهنین به فرق عباس کوبید و او را به شهادت رساند .
مـُنجـِح ؛
هنگامی که عطش به خیمه حسین غلبه کرد ، به همراه علمدارش به سمت فرات تاختند تا بتوانند برای کودکان آب
حسین (ع) وقتی دید عباس به شهادت رسیده ، بشدت گریست و فرمود " الآنَ اِنْكَسَر ظَهْرِي وَ قَلَّتْ حِيلَتی " یعنی " الان کمرم شکست و رشته تدبیرم گسست " . . .
مـُنجـِح ؛
هنگامی که عطش به خیمه حسین غلبه کرد ، به همراه علمدارش به سمت فرات تاختند تا بتوانند برای کودکان آب
دستی عمود آهنین را بالا برد و بر سر علمدار زد، چنان که مغز سر بیرون پاشید . . .
_ مقتل مقرم، ص۱۸۲
مـُنجـِح ؛
السلامُ علیکَ یا ثارَاللهِ و ابنَ ثارِهِ و الوِترَ المَوتور ؛ وتر الموتور ، به معنیِ کسی که همه یارا
prof.jpg
حجم:
7.1M
فایل با کیفیت نسخه پروفایل سیاه و سفید .
مـُنجـِح ؛
بماند به یادگار ؛ از شب عاشورا هیئت مهدی رسولی .
جهت رعایت شئونات روضه و اهل بیت با حال مناسب گوش بدید .
روضه مکشوفه .
هدایت شده از مـُنجـِح ؛
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو آن حسین لحظهی گودال نیستی...
#شب_جمعه