eitaa logo
- آشفتگیه‌باید‌ببخشید -
1.3هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
264 ویدیو
4 فایل
• اندر احوالات آشفته . • مُشَّوَش سابق - در سیاره‌ رنج‌ها ، صبورترین‌ انسان‌ها‌ باش ‌- آوینیِ عزیز !' ‌- پست هایی که بعد از ساعت دو شب زده میشه رو گردن نخواهم گرفت . - پیغام‌گیر ! https://daigo.ir/secret/p-4a5a8411 کپی؟! نچ جیزه .
مشاهده در ایتا
دانلود
به جایِ من توی بین الحرمین نفس بکشین ((((:
نگارا از عجم مهمان نمی‌خواهی؟(؛
می‌خوام از این به بعد از احساساتم اینجا بگم ،
- آشفتگیه‌باید‌ببخشید -
از حقیر بودن غصه‌هام خِجِلَم !
گاهی می‌شینم و به تموم چیزایی که این روزها دلم رو سنگین کردن فکر می‌کنم . به دلخوریای کوچک ، به انتظارای بی‌جواب ، به خستگیایی که هر روز با خودم حمل می‌کنم ، به دلتنگیایی که گاهی نفس کشیدن رو برام سخت می‌کنن . همون لحظه ، نگاهم به آدمایی می‌افته که بارشون هزار برابر سنگین‌تر از منه ؛ یکی عزیزی رو از دست داده ، یکی سال‌هاست با بیماری می‌جنگه ، یکی زیر فشار زندگی خم شده و دیگری حتی امید فردایش رو هم نداره و خودشو به زور تا فردا می‌رسونه .
اون وقته که از خودم خجالت می‌کشم . . از اینکه گاهی برای غصه‌هایی اشک ریختم که شاید در برابر رنج‌های بزرگ این دنیا ، چیزی جز سایه‌ای کوچک نبوده . اما حقیقت اینه که درد ، مقایسه‌بردار نیست . هر دلی به اندازه‌ی وسعت خودش درد می‌کشه . زخم هرچند کوچک ، وقتی روی قلب بنشینه ، می‌تونه تموم جون آدم را درگیر کنه .
با این حال ، هنوز هم از حقیر بودن غصه‌هایم خِجِلَم . خجالت می‌کشم وقتی به صبر آدمایی فکر می‌کنم که با کوهی از مصیبت ، لبخند رو از یاد نبردن . وقتی یاد مادرایی می‌افتم که داغ فرزند را به دوش می‌کشن ، پدرانی که سال‌ها برای نان شبشون جنگیدن ، یا دل‌هایی که سال‌هاست چشم‌انتظار خبر ، دیدار یا معجزه‌ای ماندن .
غصه‌های من شاید بزرگ نباشن ؛ اما گاهی اونقدر بی‌صدا توی جونم ریشه می‌دونن که خودمم از دیدنشون تعجب می‌کنم . شاید خجالت من از کوچک بودن غصه‌هام نیست ؛ از اینه که گاهی همین غصه‌های کوچک ، منو از دیدن نعمت‌های بزرگ زندگی غافل می‌کنه . از اینکه فراموش می‌کنم هنوز فرصت نفس کشیدن دارم ، هنوز کسایی هستن که دوستم دارن ، خدایی رو دارم که حتی دردهای کوچک منو می‌شنوه و نسبت به اشکای بی‌صدام بی‌اعتنا نیست .
اگه روزی کسی از من بپرسه بزرگ‌ترین غمت چیه ، شاید سکوت کنم . . نه چون غمی نداشتم ، بلکه چون بعد از دیدنِ رنجِ آدم‌ها ، دیگر غصه‌های خودم رو اونقدر بزرگ ندیدم که ارزشِ تعریف کردن داشته باشن .