خشم شب.
کم پیشمیاد ولی وقتایی هست ک نمیتونم حتی با خودم حرف بزنم،و اگه با خودم حرف نزنم نمیتونم مشکلات روحیم
چند روزه از پس این حملات بر نمیام خسته شدم.
خشم شب.
کنسر ، دلقک بودن در عین حال افسرده بودن چیز جالبه
دیگه جالب نیست. کلافم میکنه ، اینکه هی ب غم این و اون گوش بدم و غم خودم رو چال کنم اینکه کمک کنم و وقتی نیاز ب کمک دارم کسی دستم رو نگیره اینکه الان حرف دارم و میخوام با ستارم حرف بزنم ولی اون توی آسمون نیست.
لازم باشه انقدر این حس رو قایمش میکنم تا زمانش ک رسید ثابت کنم بین بود و نبودم فرقی نبوده.
اونم زمانی ک تو همه چی اولینم بوده و من ؟
خدایا نوکرتم گاف ندادم تا اینجاش حداقل هشتادو پنج درصدشو پشت سر گذاشتم اگه ای گاف اومد طرف ما ی سلامی کنه شما پیلیز پخش کو فعلا طرف مرف ما نیاد🗿🙏🏻
خشم شب.
کم پیشمیاد ولی وقتایی هست ک نمیتونم حتی با خودم حرف بزنم،و اگه با خودم حرف نزنم نمیتونم مشکلات روحیم
من خودمو میشناسم ب ی شک نیاز دارم تا هی ب تنظیمات کارخونه بر نگردم تا همینی ک الان هستمو بسازم .