2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بالاخره تموم شد...
همون دوازده سالی که همیشه برای تموم شدنش لحظهشماری میکردم. هر روز با خودم میگفتم کاش زودتر برسه روزی که دیگه لازم نباشه ساعت هفت صبح بیدار شم، کیفمو بردارم و برم مدرسه ولی امروز وقتی برای آخرین بار از درِ مدرسه رد شدم، انگار یه تیکه از وجودم همونجا جا موند.یه بغض عجیب گلومو گرفته بود؛ بغضِ خداحافظی با جایی که نصف بیشتر خاطرههای زندگیم توش ساخته شد با راه رفتن توی راهرو، انگار هر قدمم یه خاطره رو زنده میکرد. صدای خندههای از ته دلمون، شیطنتهایی که فکر میکردیم هیچوقت تموم نمیشن، خوابیدن سر کلاس، نگاههای یواشکی موقع امتحان، غر زدن برای درس خوندن، اذیت کردن دبیرها، زنگ تفریحهایی که هیچوقت به اندازهی کافی طولانی نبودن، قهرها، آشتیها، اشکامون، خندههامون... همهشون مثل یه فیلم از جلوی چشمام رد شدن حقیقت اینه که ما فقط از یه مدرسه خداحافظی نکردیم؛ از یه تیکه از نوجونیمون، از بیدغدغهترین روزهای زندگیمون، از آدمهایی که هر روز کنارمون بودن و بیخبر، تبدیل شدن به قشنگترین خاطرههای عمرمون.هیچوقت فکر نمیکردم روزی برسه که دلم برای بوی کلاس، صدای زنگ مدرسه، نیمکتها، شلوغی راهروها و حتی استرس امتحانها تنگ بشه
میگن بعضی آدما و بعضی جاها رو تا وقتی ازشون دور نشی، نمیفهمی چقدر دوستشون داشتی... امروز تازه فهمیدم چقدر دلم به همین روزهای ساده خوش بود.:)
"مـھـد۪ا۽ .ʍuɦda"
یا مَـوْلاتى یٰـا رُقـیـه أَغیثینى💔:)
دست غم روی کمر داره
از کبودی تنش خبر داره
رباب از رو تجربه بهش میگفت
قبرشو عمیق بِکَن خطر داره💔
"مـھـد۪ا۽ .ʍuɦda"
یا مَـوْلاتى یٰـا رُقـیـه أَغیثینى💔:)
آخ از داغ گـوشـواره🥺💔
الـسـلام عـلــــیـ یا رقیه بنت الحسین كِـــ... 🏴
"مـھـد۪ا۽ .ʍuɦda"
دیشب با دختر خاله ها سفره ی حضرت رقیه (علیه السلام) رفتیم 🖤..
~ توصیهی اوّل من به شما جوانهای عزیز، چه دانشجو و چه بقیّهی جوانهایی که از آنها اسم آوردم، مسئلهی خودسازی است؛ خودسازی خیلی مهم است؛ هم در ابعاد فردی، هم در ابعاد جمعی. هم شخص خود شما باید خودسازی کنید، هم جمعتان باید به عنوان یک جمع خودسازی کند؛ خودسازی خیلی مهم است.
| رهبر شهید |