eitaa logo
مأوآ
160 دنبال‌کننده
201 عکس
182 ویدیو
5 فایل
[وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى] ـ🫀🌱 مَن؟پَرِ کاهی تقدیم به آستان قدس الهی🪽 _به امید شهادت ان شاءَلله💔🤌🏼 _جایی برای نشان دادنِ آنچه در حوالیِ روزگارمان‌ و در خیالمان می‌چرخد... _شاید سرباز؛شاید عکاس📸..!
مشاهده در ایتا
دانلود
و‌ شاید دقیقا لحظه‌ ای که انتظارش رو نداری،یه نور بتابه و عمیق‌ ترین تاریکی‌ ها رو از بین ببره . . . 📝🌻🔗
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونی ک با این همه معجزه هنوز ایمان نیاورده رو باید..؟!🤝
وقتی وجود خدا باورت بشه، خدا یه نقطه میذاره زیر باورت و یاورت میشه ! 🫂
مأوآ
[کربلا فقط جای لبیک یا حسینه؟!] دوست عزیزی که پشت این جریان داری در میای عکس پروفایلتم یه عکس جلوی
چیشد؟!. از کلمه‌ ی چیشد راحت نگذریم... چیشد که به اینجا رسیدیم... رُک و راست،بدونِ پرده... قاعده‌ ها مقابلِ دم و دستگاه سیدالشهدا بهم خورده و تا ابد هم همینطور میمونه... من راجع به لطف و کرم و بزرگی ابی‌ عبدالله نمیگم،راجع به این میگم که آقا اینطوره من و امثال من چرا حیا نداریم؟.. یه زمانی میکروفون دست گرفتن آدابی داشت،سیر و سلوکی داشت،راه و روشی داشت،طریقتی داشت،ریاضتی داشت،و اجر و قربی داشت و در یک کلام زحمتی داشت... الان یه سری بزرگوار رگ قشنگشون باد میکنه که آهاااای مگه الان چشه فلانی صداش خوبه، فلانی سیماش خوبه،فلانی فنی بلده،فلانی اخلاص داره،فلانی... والله مداح شدن و روضه خون شدن به اینا نبوده و نیست... من دستگاه اخلاص سنج ندارم،دستگاه خوب و بد سنج یا حتی دم و دستگاه قضاوت هم ندارم ولی خوب میفرمود که شیشه ی جای عطر بوی عطر رو میده... رنگ رخساره نشان می‌ دهد از سر درون... دم و دستگاه ابی‌ عبدالله وسیع هست و برمنکرش لعنت اما این موضوع کی جواز این موضوع رو داد که هرکسی که فکر کرد،فقط فکر کرد میتونه میکروفون دست بگیره و بخونه بیاد که بعد مخاطب شخصیت محوری که طرفدار اون آقا باشه با چشم بسته هرچی اون گفت رو قبول کنه؟! یادآوری اول:چیشد که اینطوری شد ؟.. این حرف‌های من فقط و صرفا بخاطر یه مداح نیست که گفته اینجا لبیک بگید یا نگید... اکسپلور نامحترم اینستا رو وقتی باز میکنی چیزی جز جلسات هیئات که توی کربلا جلسه داشتن نمی‌بینی! ماشاءالله به زاویه بندی‌ های دوستان آیفون سوار... ماشاءالله از این تولید محتوا! ماشاءالله به این زمان بندی درست که چه زمانی زوم و بک زوم بشه! ماشاءالله به مکان قرار گیری اون آدم ! خلاصه که خسته نباشید. پیجتون با فیلم‌ هایی که گرفتید اومد بالا و شرایط رو فراهم کرد که شما هم بپیوندی به دریایی از آدم‌ هایی که غرقِ این شدن که توی جلسه با چه نوری از چه زاویه‌ ای و از کدوم مداح فیلم بگیرم و از کدوم شعر بزارم بالا تا بازخورد داشته باشه... یادآوری دوم:چیشد که ابی‌ عبدالله رو فراموش کردیم ؟! نقل است که توی عالم برزخ هرچی هیئت رفته بود رو ننوشته بودن توی نامه اعمالش... آقا جون جدتون،اون دستم به دامنتون یه کاری کنید چی شده اخه؟ بعد یه عمری نوکری یعنی هیچی نباشه؟! فرمود که شما بخاطر رفیقات توی این هیئت میرفتی نه بخاطر امام حسین... اگه بخاطر امام حسین بود چرا هیئتی که هیچ کسی شما رو نمی‌شناخت نرفتی؟.. اما بعد... دوباره نقل شد که یکی از روضه خون‌ های بنام وقت اون زمان که جلسات زیاد داشت... ده روز محرم طوری جلسات رو چیده بود که صبح تا شب بکوب جلسه ها میرفت و روضه میخوند و وقت اضافه‌ ای نداشت... یه روز که مثل همیشه از این روضه به اون روضه میخاد بره سر راه دو تا پسر بچه سرراهش التماسش میکنن که آقا بیا واسه ما روضه بخون؛آقا با هزاران اصرار و اکراه که وقت ندارم و درحد پنج دقیقه و زود باید برم میاد.‌.‌. میاد میبینه یه جای کوچیک که یه سری بچه‌ ی قد و نیم قد نشستن و بجای منبر هم یه قوطی بزرگ گذاشتن که روش پارچه کشیدن به عنوان جایگاه..‌‌‌. آقا روضه خوند و رفت... شب در عالم مکاشفه حضرت زهرا سلام الله علیها رو میبینه؛حضرت میفرماید که روضه ی تو رو قبول کردیم... آقای روضه خوان خوش حال میپرسه کدوم روضه؟روضه خونه ی فلانی یا فلانی؟ حضرت میفرماید که همون روضه ی بین راهی که با اکراه رفتی... شما برای گمنام شدن کار کن خود خدا نمیزاره گمنام بمونی،اونم توی این دوره ای که نون توی معروفیت و مشهور بودنه... یادآوری سوم:چیشد که اولویت‌ ها عوض شد؟! یه زمانی نظام اولویت بندی این بود که طرف تلاش میکرد امام حسین رو ببینه،حضرت زهرا سلام الله علیها ازش راضی باشه توی این دم و دستگاه،بتونه خودسازی کنه... نظام اولویت هامونم هم دیگه توش امام حسین نیست... دیگه توی هیچ جایی از زندگیمون نیست... هست؟
مأوآ
چیشد؟!. از کلمه‌ ی چیشد راحت نگذریم... چیشد که به اینجا رسیدیم... رُک و راست،بدونِ پرده... قاعده‌ ها
یاد گرفتیم زندگیمونو رو میزاریم اول،کارمون،دنیامون،اولمون،آخرمون،همه چی و بعد... ابی‌ عبدالله رو ذیل این‌ ها تعریف و تحریف میکنیم و آخرش هم کارمون لنگ میمونه؛نفهمیدیم که شما ابی‌ عبدالله رو بزار روسرت و بقیه زندگی رو ذیلش بچین اونوقت میبینی چطوری جبران میشه... اعتقاداتمون از بس توی طاقچه بود خاک گرفت و خراب شد... دیگه یادمون رفته اینا فقط حرف نیست، یادمون رفته اینا صرفا چهارتا مطلب قشنگ و دلنوشته نیست که تهش بگی آفرین و راست گفت و به به... ما یادمون رفته کربلای بدون استوری رو؛کربلای بدون اعلام خبر به عالم و آدم رو... اسمش هم میزاریم حلالم کنید... اون مال قبلنا بود نه الانی که از در خونت تا خود قتلگاه شما برنامه چیدی که چطور بری سخت نگذره،چطور بری که واسمون از اول تا اخر جاده استوری و ریلز بزاری که خدایی نکرده پیجت نخوابه،چطور بری که به خریدهات هم برسی... یادمون نیست هیئت بدون صوت و صدا و باند و پاور و هزارتا کوفت و زهرمار رو که وقتی برق یه هیئت قطع میشه تیتر ریلزاتونو میشه ببینید فلانی وقتی برق قطع شد چطور خوند!چطور مدیریت کرد؟ انقدر غرق در این شدیم که. حرف زیاد است و وقت کم... در آخر باید گفت ما همه اینا رو می‌خواستیم که به تو برسیم ابی عبدالله،که به تو نزدیک تر بشیم،که برای تو بیشتر تبلیغ کنیم ولی شرمنده ایم که نفسمون اجازه نداد و حتی از یاد بردیم که رسالت اصلی چی بوده... لابه لای اینهمه دنیایی که وارد دم و دستگاه ابی عبدالله کردن دیدم یه مداحی که شاید حتی نصف صدای اینایی که عالم و ادم نوکرشونن هم نداره و حتی مستمعین جلسه‌ ای ‌که اونجا میخونه هم به تعداد دو دست نرسن چند وقت پیش توسط یه عده منافق دزدیده میشه و بعد از دو سه هفته مفقودی فیلم شکنجه هاشو و ارباً اربا شدنش رو میفرستن واسه خانوادش؛شهید حمیدرضا رجب زاده؛رسید به اون چیزی که میخوند و می‌خواست از اربابش؛و چقدر خوب فرمود شهید آوینی که آنان که به مقصد رسیده‌ اند می‌گویند:میان ما و شما همین خون فاصله‌ است... حالا شما هی بخون،خونم بریز... برو تا ببینم کی میرسی برو... پ.ن:طاووسی و حُسنت قفس پر زدن توست،ای مرغ گرفتار!چه سود از پر و بالت...
_حقیقتا قشنگ بود...
مأوآ
_حقیقتا قشنگ بود...
لعنت به سلطنت طلبا
مأوآ
_حقیقتا قشنگ بود...
لعنت به خاندان پهلوی
مأوآ
_حقیقتا قشنگ بود...
لعنت به هلهله کنندگان ۹ اسفند