زینب رسید لب گودال ؛نیزه های شکسته رو کنار میزد،شمشیرهای شکسته رو کنار میزد،
به حسین که رسید گفت:تو حسینمنی💔؟!
داداش کی موهات رو نامرتب کرده؟
داداش کی انگشتت رو بخاطر انگشترت بریده؟
واحسینا ))):
ولی ما یه سری از شماهارو که میگفتید
محرم ما ۱۸ و ۱۹ دی بود رو کنار
دسته ها و موکبا در حال
چایی خوردن دیدیما
دیگه خود دانید🧑🏻🦯
مأوآ
فقط اونجایی که می گفتند شما ها محرم را نمی بینید😅
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا