🏴¹⁰⁴
از گفتوگوهایی که پیش از تاسوعا بین ابنسعد و امام گذشته است خوب میتوان دریافت که او کیست..
امام میفرماید: «مگر از خدای پروا نداری؟ خدایی که معادت به سوی اوست!
عزم پیکار با من کردهای حال آنکه مرا نیک میشناسی و میدانی که فرزند کیستم..
بیا و این قوم را واگذار و با من همراه شو تا به خدا نزديك شوی.»
ابنسعد گاهی مایملکش را بهانه کرد و گاهی خانوادهاش را..🧑🏻🦯
تا این که امام امید از او بازگرفت و برخاست که بازگردد، در حالی که میگفت:
«چه میاندیشی؟ آیا نمیدانی که بهزودی تو را در بستر خواهند کشت و در قیامت نیز رحمت خدا از تو دریغ خواهد شد؟ امیدوارم که از گندم عراق جز اندکزمانی بهره مجویی!»
و این سخن دامی است که دهر در کمین ابنسعد گسترده است تا لب به تمسخر بگشاید که: «اگر به گندم دست نیافتم، جو که هست!»
و با این سخن به پرتگاه لعنت خدا در افتد..🕳
آیا هنوز عمر سعد را امید نجاتی هست؟
#فتحخون
🪁@Maava110
🏴¹⁰⁵
تلاش امام برای آنکه عمر سعد را از ورطهای که در آن گرفتار افتاده بود نجات بخشد به جایی نرسید؛
در تاریخ بارها آمده است که امام تا پیش از عصر تاسوعا بارها با او به گفت و گو نشست و اگرچه از آنچه در این دیدارها گذشته است جز همان مختصر که ذکر شد هیچچیز نمیدانیم.
اما سیرهٔ سیاسی امامحسین(ع) از آنچنان روشنایی و صفایی برخوردار است که هیچ جای شبههای باقی نمیگذارد..
#فتحخون
🪁@Maava110
🏴¹⁰⁶
🌙راوی: پُر روشن است که امامحسین(ع) در مرداب وجود عمر سعد به جستوجوی کدام گوهر نابی آمده است:
شاید در این مرداب که روزگاری با اقیانوسهای آزاد پیوند داشته است هنوز نشانی از حیات باشد..
شاید در این مدفن تاریکی که عمر سعد فطرت الهی خویش را در آن به خاک سپرده است هنوز روزنهای رو به آفتاب گشوده باشد!
زهیربنقین نیز هرچند خود نمیخواست، اما امام آن عهد فراموششده را با او تازه کرد..🌄
#فتحخون
🪁@Maava110
🏴¹⁰⁷
<<امام آفتابِ کرامتی است که خود را از ویرانهها نیز دریغ نمیکند :)🌤>>
آسمان را دیدهای که چگونه در گودالهای حقیر آب نیز مینگرد؟
آب را دیدهای که چگونه پستترین درهها را نیز از یاد نمیبرد؟🌧
<<ولایت امام بر مخلوقات ولایت خداست؛
یعنی همهٔ ذرات عالم از پای تا سر، بقایشان به جذبهٔ عشقی است که آنان را به سوی امام میکشد اما خود از این جذبه بیخبرند..!🪢>>
اگر او کشکشانه ما را به کوی دوست نکشد و بر پای خویش رهایمان کند؛
یاران! همه از راه باز میمانیم..🔒
ادامه دارد..🖇
#فتحخون
🪁@Maava110
مَأوآ..🪁
صلی الله علیك یا اباعبدالله..🖤 با بالهای ما، تا کوفه هم نمیشود رفت چه برسد به کربلا.. آقای عاشق
صلی الله علیك یا اباعبدالله..🖤
با بالهای ما،
تا کوفه هم نمیشود رفت
چه برسد به کربلا..
آقای عاشقان
کمکمان کن تنها قدمی کوچک در راستای
حسینیشدن
و حسینیماندن
برداریم
و قلبمان را به عشق تو، مزین کنیم..🫀
از دست تاریخ رهایمان کن
تا به وقت یاری
غربت اماممان را تاب نیاوریم
و به حسین جان آخرالزمان
گریز بزنیم..🕊
🏷زیارت عاشورا قبل از نوشِروحکردنِ واژهها فراموش نشه :)
◇ فایل صوتی ◇ فایل متنی
📚#فتحخون | بخش بیستوپنجم تا دقایقی دیگر..👇🏻
🪁@Maava110
🏴¹⁰⁸
دستِ تقدیر همهٔ لوازم را یکجا گرد آورده است تا آنچه باید به انجام رسد..🌎
شمربنذىالجوشن حاضر است تا ابنزیاد را با سخنان خویش در آن چه قصد کرده است تشجيع کند!
اگر خداوند انسان را رها کند، دهر نیز با او هم داستان میشود..
اما بهراستی مگر تا کجا میتوان شرور بود که خداوند انسان را در کاری اینچنین زشت یاری کند؟!🕳
شمر از جانب ابنزیاد مأمور شد تا امریهٔ او را به عمر سعد برساند
و اگر آن شوربخت از جنگ با حسین(ع) سر باز زد، خود به جای او بنشیند
و عمر سعد را گردن بزند و سرش را برای ابنزیاد بفرستد..❗️
او نامهٔ ابنزیاد را به عمر سعد رساند و منتظر ماند تا جواب آن را دریافت کند.
#فتحخون
🪁@Maava110
🏴¹⁰⁹
ابنزیاد نوشته بود:
«من تو را به جانب حسین نفرستادهام که دست از او برداری و وقت را بیهوده بگذرانی!
بنگر که اگر حسین و اصحابش تسليم رأى من شدند، آنان را به مسالمت نزد من گسیل دار
و اگرنه.. بر آنان حمله بَر و خونشان را بریز و پیکرشان را مُثله کن که حقِ آنها این است..😭
آنگاه که حسین کشته شد، او را زیر سُمِ ستوران بینداز و بر سینه و پشتش اسب بتاز، که ناسپاس است و مخالف..💔
من میدانم که این کار پس از مرگ او را زیانی نخواهد رساند، اما عهد کردهام که با او این چنین کنم.
چنان که به امر ما عمل کنی، پاداشَت پاداش کسی است که مطیع فرمان بوده است🚮
و اگرنه، از مقام خود کناره گیر
و امر لشکر را به شمربنذیالجوشن بسپار که باقی را او خود میداند!»
#فتحخون
🪁@Maava110
🏴¹¹⁰
عمربنسعد بهروشنی دریافت که شمربنذىالجوشن در این میانه چه کرده است!
او میدانست که حسينبنعلى تسلیم نخواهد شد..
این جملهای است که از او در وصف حسین(ع) نقل کرده اند که خطاب به شمر گفته است:
«والله همان دلی را که علی داشت، در میان دو پهلوی پسرش نهادهاند.»⚔
آنگاه فرماندهی لشکر پیاده را به او سپرد و آمادهٔ جنگ شد..
شامگاه تاسوعا عمربنسعد چون قصد کرد که حمله را آغاز کند فریاد کرد:
«یا خیلالله، ارکبی و ابشری! - لشکر خدا، سوار شوید و مژده باد شما را به بهشت.»🚮
و عجبا! این همان کلامی است که پدرش سعد ابیوقاص در جنگ قادسیه بر زبان آورده بود..
آیا به راستی عمربنسعد نمیداند که چه میکند یا خود را به نادانی زده است؟❗️
ادامه دارد..🖇
#فتحخون
🪁@Maava110
وقتی ما به این صحنه، به این چراغ فروزانی که حسین(ع) در برابر امت خود در آن عصر و در همه عصرها برافروخت مینگریم؛
این حقیقت را درمی یابیم که
<<حق چه کوچک باشد و چه بزرگ، حق است و ستم چه کم باشد و چه زیاد، ستم است..>>⚔
راه کج و منحرف از ابتدا تا انتها در انحراف است و همه در یک امتداد هستند.
حق کوچک، بزرگ میشود و گسترش مییابد
و سیلی زدن به صورت یک یتیم به کشتن حسین(ع) میانجامد..💔
گرفتن اندکی از مال حرام به آنجا میانجامد که ابنسعد برای گرفتن حکومت ری حاضر میشود حسین(ع) را بکشد..!💔
بیحرمتی به یک زن محترم با زبان یا نگاه، به بیحرمتی به حریم اهل بیت و اسیر کردن زنان منجر میشود..💔
- امامموسیصدر
#کلامرهنشان💡
🪁@Maava110
مَأوآ..🪁
صلی الله علیك یا اباعبدالله..🖤 با بالهای ما، تا کوفه هم نمیشود رفت چه برسد به کربلا.. آقای عاشق
صلی الله علیك یا اباعبدالله..🖤
با بالهای ما،
تا کوفه هم نمیشود رفت
چه برسد به کربلا..
آقای عاشقان
کمکمان کن تنها قدمی کوچک در راستای
حسینیشدن
و حسینیماندن
برداریم
و قلبمان را به عشق تو، مزین کنیم..🫀
از دست تاریخ رهایمان کن
تا به وقت یاری
غربت اماممان را تاب نیاوریم
و به حسین جان آخرالزمان
گریز بزنیم..🕊
🏷زیارت عاشورا قبل از نوشِروحکردنِ واژهها فراموش نشه :)
◇ فایل صوتی ◇ فایل متنی
📚#فتحخون | بخش بیستوششم تا دقایقی دیگر..👇🏻
🪁@Maava110
🏴¹¹¹
🌙راوی: غروب تاسوعا نزديك است و امام بر مدخل سراپردهٔ راز، تکیه بر شمشیر زده و در ملکوت مینگرد..
عمرسعد فرمان داده است:
«یا خیلالله بر مرکب ها سوار شوید؛ بشارت باد شما را به بهشت!»🚮
و آن گمگشتگان برهوتِ وهم، سپاه شیطان، بر اسبها نشستهاند تا به اردوی آلالله حمله برند
و هیاهوی آنان بادیه را سراسر از هول آکنده است..
زینبکبری(س) خود را به خیمهٔ امام رساند و او را دید بر در خیمه تکیه بر شمشیر زده چشم بر هم نهاده است؛
رسولالله(ص) آمده بود تا او را بشارت دیدار دهد..🕊❤️🩹
امام سر برداشت و به گنجینهدارِ عالم رنج نگریست:
«رسولالله(ص) را به خواب دیدم که میگفت: زود است که به ما الحاق خواهی یافت..»
و طورِ قلب زینب از این تجلی در خود فروریخت!
#فتحخون
🪁@Maava110
🏴¹¹²
🌙راوی: آلکسا در انتظار خامس خویشاند تا روز بعثت به غروب عاشورا پایان گیرد
و خورشید رحمت نبوی در افق خونین تاریخ غروب کند
و شب آغاز شود..🌌
شبِ نقمتی که در باطن رحمت حق پنهان بود؛
شبی دراز و دیجور..
شبِ ظلمتی که نور تنها از اخترانِ امامت میگیرد
و چقدر این اختران از کرهٔ زمین دورند!
و ماییم اینجا، بر این سفینهٔ سرگردان آسمانی، در سفری دراز و دشوار..
در سفری هزار و چهارصد ساله!🌏
#فتحخون
🪁@Maava110