امشب مغرب یه دختر کوچولو نانازی داخل خیابون داشت پول جمع میکرد(فقیر بود) ما هم پیشش رفتیم
بهش گفتیم چند لحظه صبر کن الان از مغازه پول بگیریم بهت بدیم گفت باشه
رفتیم مغازه گفتند پول نداریم مغازه بعدی رفتیم باز گفت پول نداریم.
#ادامه_دارد
مأوا🎀
امشب مغرب یه دختر کوچولو نانازی داخل خیابون داشت پول جمع میکرد(فقیر بود) ما هم پیشش رفتیم بهش گفتیم
بهش گفتیم همه مغازه ها رفتیم میگه پول نداریم گفت میشه برام بستنی بخری گفتیم باشه، بردیمش داخل مغازه بستنی برداشت با پفک بعد که اومد حساب کن گفت نه این نمیخوام پفکش رو گذاشت و چیپس برداشت و براش حساب کردیم خیلی خوشحال شد ازمون تشکر کرد.🥹
مأوا🎀
بهش گفتیم همه مغازه ها رفتیم میگه پول نداریم گفت میشه برام بستنی بخری گفتیم باشه، بردیمش داخل مغازه
وقتی این صحنه رو دیدم گفتم خدایا شکرت بابت تمام نعمت های که بهمون میدی اما ما قدرش نمیدونیم، خدایا شکرت بابت تمام نعمت هایی که دادی و ندادی.
وقتی این صحنه ها رو میبینم واقعا قلبم درد میگیره 😭💔