هدایت شده از آلاء
یکساله پیش تو همین روزا
یهو دیدیم یه دخترخانومی از پر شالش خودکارش و درآورد شروع کرد اول قرآن بچه ها اسمشون و نوشتن :)
همه اینجوری بودن چه خطی دارییییی!!!
استاد لطف کردن اول کتابی که خریده بودم برام نوشتن، بماند که چقدر پرسید میخوای کتاب و به کی بدی؟فاطمهیعزیزممم کیهههه؟😭😂
من هنوزم خوابتونو میبینم(=
و بعد تكبه تك خاطرات خوبی که بچههای اتاقِ ۱٠١ برام رقم زدن جلویِ چشمام نقش میبنده..
میدونی دیگه؟ تا همیشه شهلایِ خودم باقی میمونی.
حالا چه یه ماه دیگه، چه حتی اگه اصلا قسمت نشد دیگه ببینمت..
- با بغض 💙.
مَغروق .
یکساله پیش تو همین روزا یهو دیدیم یه دخترخانومی از پر شالش خودکارش و درآورد شروع کرد اول قرآن بچه ها
شما اینجا خط مزخرف منو میبینید..
متاسفانه(((((:
یه وقتایی با یه سری چیزا رو به رو میشی؛
میگی آهاااا.. یعنی اون جواب ِهمهی خلیها علیاللههایی بود که زیرلب میگفتم؟
یعنی جواب ِاون تماسهای روزانه به حرم امامرضا و امامحسین ؟
جواب ِتك به تك لحظاتی که با گریه میگفتم.. خدایا؛ همه به درک ،
فقط خودت بمون برام💙 :)