eitaa logo
📖خاطرات سمی ناشناس🙇
1.5هزار دنبال‌کننده
36 عکس
3 ویدیو
0 فایل
مجیک😃 هستم اینجا هر شب یه سؤال می‌پرسیم و سوال سنجاق میشه ✍️ شما جواب می‌دی → ما ناشناس منتشر می‌کنیم. جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX اینم ایدیم😁👇 @Magic_1
مشاهده در ایتا
دانلود
++درست میگه ایشون انوقت خانومم باردار بودن دیگه نشد اون کانال رو ادامه بدیم مجبور شدیم رهاش کنیم واقعا مخاطب وفادار به ایشون میگن همه چیزم خوب یادشه اسم دخترمم اشتباه گفتین سمانه نیس😁
++بچه ها تو لینک ناشناس فک کنم دارن اسم فامیل بازی میکنن از بس اسم میفرستن یکی رو شمردم 200تا اسم دختر با (س) فرستاده🤝 واقعا پیگیرتر از شما ندیدم😃
فک کنم گند زدم لو رف😂 اخه شما چجوری فهمیدین من که پوشونده بودمش رفتم دیدم درست انگار نپوشنده بودمش 🙆🚶 خلاصه که باختم بدم باختم
عکسش دخترم رو پروفایل کانال حکایت مجیک هست لینک کانال رو میزارم برید ببینید قبلا هم گذاشتم ولی نمیدونم چرا بعضی هاتون ندیدین👇 https://eitaa.com/Magic_Tales
🔻سوال28 حرکات خنده دار فامیل توی عروسی و مهمونی هاتون چی بوده؟؟ جوابتو بفرست به لینک ناشناس👇 https://eitaayar.ir/anonymous/Pc6B.vM8dX
جواباتون👇👇👇👇
عمم تو عروسی اون یکی عمم لباس مردونه پوشید امد تو مجلس زنونه و همه زنا وحشت زده بدو بدو درحال لباس پوشیدن بود 😂
مامانم نیومده بود عقد مامان بزرگم میوه ها رو یکی یکی میزاشت تو کیفش میگفت میخوایم پول بدیم باید بخوریم😂😂😂
سلام ما عروسی بودیم و چون جا نبود با عربا که میشدندطرف دوماد،سر یه میز نشستیم (ما طرف عروس و ایرانی هستیم) وقتی دوماد اومد،همه ی عربا صورتشونو پوشوندن با نقاب.. بعد مامانمم که معذب بود و فقط اون بود که بینشون نقاب نزده بود،چادر شو پوشید، صورتشو پوشوند.. عربا این طور نگاه میکردن که ما عربیم آیا😳 بعد عمه ام اومد گفت: تو عربی مگه؟صورتتو پوشوندی..🤨🤣🤣
ابنکه کفشای پاشنه بلتدم لیز بخوره و با سینی شربت تو عروسی دایی م بخورم زمین